کاسه هامسا؛ وقتی همسایه، شریک سفره بود
وادهنگ کورد - در فرهنگِ همسایگیِ مناطق زاگرس، پدیدهای فرهنگی با عنوانِ «کاسههامسا» جریان دارد که فراتر از یک رسمِ غذایی، گواهی بر زیستِ مبتنی بر همبستگی و اعتمادِ متقابل است. در این رسم پختِ یک غذا در خانه، نه تنها پایانِ سفرهی خانوادگی نیست، بلکه آغازی است برای پیوندی اجتماعی که در قالبِ کاسهای از خورشت، آش یا لبنیاتِ محلی، میانِ همسایگان ردوبدل میشود. هر وقت نام «کاسه هامسا» را میشنوم، بیشتر از یک رسم قدیمی، یاد روزگاری میافتم که همسایه فقط کسی نبود که کنار خانهات زندگی میکرد؛ او شریک برکت سفرهات بود
ماه عادتی که روشنم می کند؛ راوی گذشته های دور تا دقایق اکنونی
دهنگ ایلام - حبیب بخشوده شاعر و منتقد ادبی ایلامی در یادداشتی که در اختیار وادهنگ قرار داده، نگاهی کوتاه به مجموعه شعر «ماه، عادتی که روشنم میکند» اثر طبع نادر جابری پرداخته است.
از آثار نوقلمان و نویسندگان نوجوان ایلامی رونمایی شد
ده نگ ایلام- آئین رونمایی از آثار نوقلمان و نویسندگان نوجوان ایلامی برگزار شد.
معبد ساسانی اسپاخو در خراسانشمالی، دشت اسبهای وحشی
وادهنگ کورد - از جاده بجنورد که به گرگان بروی، معبد ساسانی اسپاخو را میبینی؛ بنایی که وزگاری در دشت اسبهای وحشی، روایتگر تاریخ کهن ایرانیان است.
وقتی تاریخ، قربانی هویتسازی میشود
وادهنگ کورد - شاید مهمترین پرسش این باشد: اگر یک حکومت، واقعاً بر اساس یک هویت قومی مشخص شکل گرفته بود، چرا باید آن را با کشفهای جدید و بازخوانیهای سیاسی امروز اثبات کرد؟ چرا باید منابع تاریخی، اسناد، سکهها و نوشتههای همعصر آن حکومت چنین تصویری را به روشنی نشان نداده باشند؟ تاریخ را نمیتوان با کنار هم گذاشتن چند شباهت لفظی بازسازی کرد.
نویدبخش شاعری بسیار خوب برای شعر کلهری
دهنگ ایلام - دکتر «محمد مرادینصاری» شاعر، مترجم و مدیر نشر باشور یادداشتی کوتاه بر کتاب کتاب «م تەرم هەر شانی نییم» (من تابوت هر شانەای نیستم) سروده نوراللە رستمی نوشته است.
مقبرهای برای شرمساری ما و مسئولین فرهنگی استان کرمانشاه
وادهنگ کورد - مسئولین کرمانشاه شأن الماسخان کندولهای را که علاوه بر سرداری در مرزداری، سرحدات فرهنگی و زبانی بخشی از ایران را راهبری نموده و تاکنون اثر آثار وی در زبان و ادبیات و موسیقی و فرهنگ کردی پدیدار است، مقایسه کنند با مقبرهی غریبانه و سنگ قبر محقر او. این سنگ و این قبر مایهی شرمساری ماست حتی اگر مسئولین استانی احساس شرمساری نکنند!
ناوپلهکانه؛ بقچهای که دلِ مادر را هم همراه عروس میفرستاد
وادهنگ کورد - بعضی کلمهها هستند که اگر از زبان پیرترهای کلهر نشنوی، کمکم از یاد میروند. یکی از همانها «ناوپلهکانه» است.
گلنیشان؛ وقتی یک ترانه، سه زندگی را تجربه میکند
وادهنگ کورد - اگر امروز در شبکههای اجتماعی، قطعهای موسیقی پس از سالها دوباره دستبهدست شود، آن را «بازگشت» یک اثر مینامند. گاهی یک ترانه با ویدئویی کوتاه دوباره متولد میشود، گاهی با یک اجرای زنده و گاهی با صدایی تازه. اما در روزگاری که هنوز خبری از اینترنت، الگوریتم و تلفن هوشمند نبود، برخی ترانهها نیز زندگیهای تازهای پیدا میکردند؛ نه با کلیک و اشتراکگذاری، بلکه با حافظه مردم. از خانهای به خانه دیگر میرفتند، روی نوارهای کاست تکثیر میشدند، از رادیویی محلی شنیده میشدند، در جشنی زمزمه میشدند و سالها بعد، هزاران کیلومتر دورتر، در غربت دوباره جان میگرفتند. «گلنیشان» یکی از همین ترانههاست.










































