وقتی تاریخ، قربانی هویت‌سازی می‌شود
وقتی تاریخ، قربانی هویت‌سازی می‌شود
واده‌نگ کورد - شاید مهم‌ترین پرسش این باشد: اگر یک حکومت، واقعاً بر اساس یک هویت قومی مشخص شکل گرفته بود، چرا باید آن را با کشف‌های جدید و بازخوانی‌های سیاسی امروز اثبات کرد؟ چرا باید منابع تاریخی، اسناد، سکه‌ها و نوشته‌های هم‌عصر آن حکومت چنین تصویری را به روشنی نشان نداده باشند؟ تاریخ را نمی‌توان با کنار هم گذاشتن چند شباهت لفظی بازسازی کرد.

تاریخ مانند آینه است؛ اما اگر کسی بخواهد تصویر امروز خود را روی آینه دیروز بیندازد، دیگر آنچه دیده می‌شود واقعیت تاریخی نیست، بلکه بازتاب آرزوها و دغدغه‌های زمانه ماست. یکی از آسیب‌های رایج در تاریخ‌نگاری معاصر، تلاش برای بازتعریف حکومت‌ها و شخصیت‌های تاریخی با معیارهای هویتی امروز است؛ یعنی برداشتن یک نشانه کوچک از گذشته و ساختن یک نتیجه بزرگ درباره یک تمدن یا یک حکومت.

در سال‌های اخیر، برخی جریان‌های هویتی با تکیه بر همین روش، تلاش کرده‌اند بسیاری از چهره‌ها و حکومت‌های تاریخی ایران را در چارچوب یک هویت قومی امروزی بازتعریف کنند. مسئله اصلی در اینجا نه درباره ارزش یا جایگاه هیچ قوم و فرهنگی است، بلکه درباره یک پرسش ساده تاریخی است: آیا می‌توان با یک نسبت خانوادگی، یک شباهت جغرافیایی یا یک تشابه اسمی، هویت یک حکومت چندصدساله را تعیین کرد؟

برای مثال، درباره سلسله ساسانی گفته می‌شود که ساسان، پدر یا نیای اردشیر بابکان، به شبانکاره‌های فارس نسبت داده شده است. سپس با این استدلال که امروز نیز ایل شبانکاره در میان برخی گروه‌های کردی شناخته می‌شود، نتیجه گرفته می‌شود که ساسانیان کرد بوده‌اند. اما این شیوه استدلال، یک فاصله بزرگ تاریخی را نادیده می‌گیرد. میان یک نام، یک طایفه تاریخی، یک مفهوم قومی در دوران باستان و هویت‌های قومی امروز، هزاران سال تحول اجتماعی و فرهنگی وجود دارد. تاریخ را نمی‌توان با کنار هم گذاشتن چند شباهت لفظی بازسازی کرد.

نمونه دیگر، صلاح‌الدین ایوبی است. بسیاری از پژوهشگران، خانواده او را دارای ریشه کردی می‌دانند. اما از این واقعیت نمی‌توان به سادگی نتیجه گرفت که حکومت ایوبیان یک «دولت ملی کردی» به معنای امروزی بوده است. ایوبیان حکومتی گسترده در مصر، شام، حجاز و مناطق دیگر بودند که در چارچوب سنت سیاسی جهان اسلام آن دوره عمل می‌کردند. مانند بسیاری از حکومت‌های تاریخی، تبار فرمانروا تنها یکی از عناصر شناخت آن حکومت است، نه تمام حقیقت آن.

همین الگو درباره اقوام باستانی زاگرس نیز دیده می‌شود. گاهی گفته می‌شود چون لولوبی‌ها در منطقه سرپل ذهاب و زاگرس حضور داشته‌اند و کتیبه‌هایی از خود برجای گذاشته‌اند، پس آنان کرد بوده‌اند. همین استدلال درباره گوتی‌ها، کاردوخی‌ها و حتی برخی اقوام دیگر نیز تکرار می‌شود. اما زندگی در یک جغرافیا، به خودی خود به معنای تعلق به یک هویت قومی مدرن نیست. اگر چنین منطقی پذیرفته شود، باید همه تمدن‌هایی که در طول تاریخ در یک سرزمین زندگی کرده‌اند، متعلق به هویت‌های امروزی همان منطقه دانسته شوند؛ در حالی که تاریخ بسیار پیچیده‌تر از این است.

موضوع اتابکان لر نیز نمونه تازه‌تری از همین بحث است. اگر درباره یکی از بنیانگذاران یا خاندان‌های وابسته به آنان، نسبی خاص در برخی منابع ذکر شده باشد، نمی‌توان تنها بر اساس آن، حکومتی را که قرن‌ها در یک جغرافیای مشخص با ساختار سیاسی، روابط منطقه‌ای و سنت حکمرانی خاص خود ادامه داشته، متعلق به یک هویت قومی امروز دانست.

یک حکومت تاریخی را باید با مجموعه‌ای از شواهد شناخت: اسناد دیوانی، سکه‌ها، کتیبه‌ها، مکاتبات، گزارش مورخان هم‌عصر، زبان اداری، روابط سیاسی و جایگاه آن در جهان زمانه خود. تاریخ‌نگاری علمی با یک جمله یا یک انتساب خانوادگی شکل نمی‌گیرد.

البته این سخن به معنای انکار نقش اقوام مختلف در ساخت تمدن ایران نیست. کردها، لرها، فارس‌ها و دیگر گروه‌های ایرانی هر کدام سهم مهمی در تاریخ این سرزمین داشته‌اند. بزرگی یک فرهنگ زمانی بیشتر می‌شود که بتواند تنوع درونی خود را بپذیرد، نه اینکه برای اثبات اهمیت خود، همه گذشته را به نام امروز مصادره کند.

شاید مهم‌ترین پرسش این باشد: اگر یک حکومت، واقعاً بر اساس یک هویت قومی مشخص شکل گرفته بود، چرا باید آن را با کشف‌های جدید و بازخوانی‌های سیاسی امروز اثبات کرد؟ چرا باید منابع تاریخی، اسناد، سکه‌ها و نوشته‌های هم‌عصر آن حکومت چنین تصویری را به روشنی نشان نداده باشند؟

گذشته، ملک شخصی هیچ گروهی نیست. تاریخ میراث مشترک انسان‌هاست. احترام به تاریخ یعنی اجازه دهیم مردمان گذشته با زبان و شرایط زمان خودشان شناخته شوند، نه با دسته‌بندی‌هایی که قرن‌ها بعد ساخته شده‌اند.

بزرگ‌ترین خدمت به یک قوم و فرهنگ، ساختن گذشته‌ای خیالی برای آن نیست؛ بلکه شناخت دقیق گذشته واقعی آن است. تمدن‌ها با افسانه‌های بزرگ ماندگار نمی‌شوند، با حقیقت‌های بزرگ ماندگار می‌شوند.

  • نویسنده : واده‌نگ کورد