در بحثهای هویتی امروز، گاهی یک نام تاریخی چنان سادهسازی میشود که گویی از ابتدا و در تمام دورهها فقط یک معنا داشته است. «فیلی» یکی از همین نامهاست؛ نامی که امروز در میان گروههایی از لرها و کردها، بهویژه در دو سوی مرز ایران و عراق، با برداشتهای متفاوتی از هویت همراه شده است.
یک گروه آن را بخشی از هویت تاریخی لرستان میداند و از «لر فیلی» سخن میگوید. گروهی دیگر از «کرد فیلی» سخن میگویند و آن را در چارچوب هویت کردی تعریف میکنند. در مقابل، بررسی اسناد تاریخی نشان میدهد که «فیلی» دستکم در بخش مهمی از تاریخ خود، مفهومی به مراتب پیچیدهتر از یک برچسب قومی امروزی بوده است؛ مفهومی که با حکومت والیان لرستان، قلمرو پیشکوه و پشتکوه، سازمان ایلی و روابط دیوانی دولت ایران پیوند داشته است.
از همینجا باید پرسش را عوض کرد. به جای اینکه از ابتدا بپرسیم «فیلی لر است یا کرد؟»، بهتر است بپرسیم: فیلی در هر دوره تاریخی چه معنایی داشته است؟ چه کسانی را شامل میشده و چه نهادی این نام را به کار میبرد؟ این تغییر پرسش، ما را از جدالهای هویتی امروز به متن تاریخ میبرد.
از لر کوچک تا والیان لرستان
برای فهم «فیلی» باید چند قرن به عقب بازگردیم. در دوره صفوی، پس از تثبیت قدرت دولت مرکزی، ساختار سیاسی لرستان نیز در نظام حکومت صفوی جای گرفت. حسینخان سولاویزی، که در منابع با خاندان والیان لرستان پیوند دارد، در سال ۱۰۰۶ هجری قمری، برابر با ۱۵۹۷–۱۵۹۸ میلادی، از سوی شاه عباس اول به حکومت رسید. پس از آن، خاندان والیان به صورت موروثی بر لرستان حکومت کردند.
پیر اوبرلینگ در مدخل «Feylī» در Encyclopaedia Iranica تصریح میکند که در حدود دو قرنی که سراسر لرستان تحت حکومت والیان موروثی بود، تمام قبایل این منطقه Feylī خوانده میشدند. به بیان دیگر، فیلی در این دوره صرفاً نام یک طایفه کوچک نبود؛ بلکه عنوانی بود که در ارتباط با یک ساختار سیاسی و حکومتی گسترده بر مجموعه قبایل منطقه اطلاق میشد.
این نکته برای فهم تاریخ فیلی بسیار مهم است. زیرا اگر «فیلی» در یک دوره تاریخی عنوانی برای مجموعه قبایل تحت حکومت والیان بوده باشد، نمیتوان معنای امروزی آن را بدون توجه به ساختار سیاسی آن زمان به قرنهای گذشته منتقل کرد. در اینجا «لرستان» نامی است که در طول قرنها با یک حوزه سیاسی، یک سلسله حکومتی، نظام ایلی و مجموعهای از روابط اجتماعی و اقتصادی درهم تنیده بوده است.
پیشکوه و پشتکوه؛ دو بخش یک حوزه تاریخی
در اوایل قرن نوزدهم وضعیت تغییر کرد. محمدعلیمیرزا دولتشاه، فرزند فتحعلیشاه قاجار و حاکم کرمانشاه، پیشکوه را از قلمرو والی خارج کرد و حکومت والی را عملاً به پشتکوه محدود ساخت.
اوبرلینگ مینویسد که از آن زمان، چون عنوان فیلی پیشتر با خاندان والیان سولاویزی پیوند خورده بود، این نام بهتدریج بیشتر برای قبایل پشتکوه به کار رفت.
بنابراین معنای «فیلی» نیز در طول زمان دگرگون شد. اگر در دورهای سراسر لرستان تحت عنوان فیلی شناخته میشد، در دوره بعد این عنوان بیشتر با پشتکوه و حکومت والی ارتباط پیدا کرد. همین تحول نشان میدهد که نمیتوان یک معنای ثابت و ابدی برای «فیلی» فرض کرد.
اما آیا فیلی فقط یک عنوان اداری بود؟ اینجا پاسخ نیز منفی است. اگرچه پیوند «فیلی» با ساختار حکومت والیان بسیار مهم است، اما این نام به مرور در میان خود گروههای انسانی نیز تثبیت شد. منابع قرن نوزدهم از قبایل فیلی، تیرههای فیلی و جمعیتهایی با این نام سخن میگویند. حتی در منابع مربوط به لرستان، از گروههایی مانند کُرد و مَحَکی به عنوان دو گروه عمده فیلی پشتکوه یاد شده است.
از سوی دیگر، گروههایی از فیلیهای لرستان همراه کریمخان زند به فارس رفتند و بعدها در ساختار ایلی قشقایی نیز حضور پیدا کردند. ایرانیکا این گروه را صراحتاً در شمار گروههای لرِ مهاجر از لرستان به فارس قرار میدهد و از تداوم عنوان فیلی در میان آنان سخن میگوید.
پس «فیلی» را نمیتوان صرفاً یک اصطلاح اداری دانست که فقط در دفتر حکومت والیان وجود داشته است. این عنوان، به مرور وارد زندگی ایلی و اجتماعی نیز شده است.
یک روایت متفاوت از سوی عثمانی
اما وقتی از مرز ایران عبور میکنیم، با روایت متفاوتی مواجه میشویم. محمد حُرشید پاشا، عضو کمیسیون مرزی عثمانی ـ ایران، در میانه قرن نوزدهم مناطق مرزی دو کشور را بررسی کرد. گزارش او که در قالب Seyahatnâme-i Hudûd شناخته میشود، فیلیها را در کنار بنیلام از گروههای مهم منطقه معرفی میکند.
در روایت او، فیلیها اتباع ایران معرفی میشوند و طوایف متعددی از پیشکوه و پشتکوه در مجموعه فیلی قرار میگیرند. نکته بسیار قابل توجه این است که او در توصیف این جمعیت از تعبیر «kāffesi Ekrād» استفاده میکند؛ یعنی آنان را تماماً «اکراد» یا کرد معرفی میکند. گزارش او شمار فیلیهای این حوزه را نیز حدود پنجاه هزار نفر برآورد میکند. این سند را نمیتوان نادیده گرفت.
اما به همان اندازه نباید یکسره نتیجه گرفت که چون یک مأمور عثمانی فیلیها را «کرد» نامیده، پس تمام تاریخ فیلی باید از این پس صرفاً در چارچوب هویت کردی فهمیده شود. چرا که تقریباً در همان دوره، برخی نویسندگان و سفرنامهنویسان اروپایی، فیلیها را در چارچوب قبایل لرستان و لرها توصیف کردهاند. ایرانیکا نیز مجموعهای از منابع قرن نوزدهم، از جمله راولینسون، لایارد، کِرزِن و رابینو را برای شناخت فیلیها معرفی میکند.
این اختلاف روایتها اتفاقاً بسیار ارزشمند است. تاریخ به ما نشان میدهد که یک جمعیت میتوانسته در یک دستگاه طبقهبندی «لر» و در دستگاهی دیگر «کرد» خوانده شود.
اولیا چلبی و «کردان لرستان»
ماجرا حتی به قرن نوزدهم محدود نمیشود. در گزارشهای مربوط به سفرهای اولیا چلبی در قرن هفدهم، از تعبیر Ekrād-i Luristan، یعنی «کردان لرستان»، سخن گفته شده است. مارتین فان بروینسن، پژوهشگر برجسته تاریخ کردها، این احتمال را مطرح کرده که این «کردان لرستان» میتوانستهاند به جمعیتی مرتبط باشند که در دورههای بعد فیلی نامیده شدند.
البته باید در استفاده از این شاهد دقت کرد. اولیا چلبی عبارت «کرد فیلی» را به کار نبرده است؛ بنابراین نمیتوان این سند را به عنوان نخستین کاربرد مستقیم اصطلاح «کرد فیلی» معرفی کرد. اما همین که در قرن هفدهم در منابع عثمانی از «کردان لرستان» سخن گفته شده، نشان میدهد که دستهبندیهای هویتی منطقه بسیار پیچیدهتر از تقسیمبندیهای امروزی بوده است.
این سند به ما هشدار میدهد که «لرستان» و «کرد» در متون تاریخی الزاماً دو مفهوم کاملاً متضاد و غیرقابل جمع نبودهاند.
پس «کرد فیلی» جدید است؟
در اینجا باید با یک ادعای رایج با احتیاط برخورد کرد: اینکه «کرد فیلی» اصطلاحی است که فقط در چند دهه اخیر ساخته شده است. شواهد موجود چنین نتیجهای را تأیید نمیکنند.
در گزارش عثمانی قرن نوزدهم، فیلیها در کنار عنوان فیلی با عنوان «اکراد» نیز توصیف شدهاند. در نیمه نخست قرن بیستم نیز ادبیات اروپایی و انگلیسی به صورت جدی درباره فیلیها، زبان آنان و جایگاهشان در میان گروههای منطقه نوشته است.
بنابراین نمیتوان گفت پیوند دادن «فیلی» و «کرد» صرفاً پدیدهای مربوط به پنجاه سال اخیر است. اما این نیز به همان اندازه نادرست است که تصور کنیم «کرد فیلی» از ابتدا و در تمام تاریخ تنها نام این جمعیت بوده است. واقعیت تاریخی میان این دو قطب قرار دارد.
یک نام؛ چند معنا
آنچه از کنار هم گذاشتن اسناد ایرانی، عثمانی و اروپایی به دست میآید، تصویر جالبتری است.
«فیلی» در دورهای عنوانی مرتبط با خاندان والیان و حوزه سیاسی لرستان بوده است. در دورهای دیگر، به مجموعه قبایل و طوایفی اطلاق شده که در قلمرو پیشکوه و پشتکوه قرار داشتند. سپس این عنوان بهویژه با پشتکوه و والیان آن پیوند بیشتری پیدا کرد.
همزمان، برخی منابع همان جمعیتها را «لر» و برخی دیگر «کرد» طبقهبندی کردهاند.
این مسئله شاید زمانی عجیب به نظر برسد که هویتهای قومی امروز را به گذشته منتقل کنیم؛ اما برای تاریخ اجتماعی ایران چندان عجیب نیست.
در جامعه ایلی و عشایری ایران، یک فرد یا یک طایفه میتوانست همزمان به یک تیره، یک ایل، یک حوزه جغرافیایی، یک حکومت محلی و یک جامعه زبانی تعلق داشته باشد. بنابراین نامهای سیاسی، جغرافیایی، ایلی و زبانی همیشه یکدیگر را حذف نمیکردند.
مسئله زبان نیز ساده نیست
پیچیدگی زمانی بیشتر میشود که زبان را وارد بحث کنیم. در ادبیات زبانشناختی جدید، «فیلی» برای گونههایی از زبانهای ایرانی در منطقه نیز به کار رفته است. در نتیجه، امروز «فیلی» ممکن است برای برخی افراد یک هویت قومی، برای برخی یک هویت زبانی و برای برخی دیگر یک عنوان تاریخی و منطقهای باشد.
اما نباید این کاربردهای جدید را بدون واسطه به قرنهای گذشته منتقل کرد. یک نام میتواند در طول تاریخ تغییر معنا دهد، محدودهاش تغییر کند و حتی گروههای تازهای را دربر بگیرد.
تاریخ را نباید به نقشههای هویتی امروز تبدیل کرد
مشکل اصلی زمانی آغاز میشود که تاریخ به میدان مسابقه تبدیل شود؛ مسابقهای که در آن هر گروه میخواهد ثابت کند دیگری «در اصل» متعلق به او بوده است.
اگر سندی نشان دهد گروهی در دورهای لر خوانده شده، این به معنی انکار تمام هویتهای بعدی آن نیست. اگر سندی دیگر همان گروه را کرد نامیده باشد، این نیز لزوماً تمام پیوندهای تاریخی آنان با لرستان و حکومت والیان را از بین نمیبرد.
تاریخ پیچیدهتر از این تقسیمبندیهاست. ایران تاریخی سرزمینی بوده که در آن اقوام، زبانها، گویشها، مذاهب، ایلات و حکومتهای محلی در طول قرنها در کنار یکدیگر زیسته و بر یکدیگر اثر گذاشتهاند. لر، کرد، لک، فارس و دیگر گروههای ایرانی را نمیتوان با مرزهای سخت و امروزی به چند قرن گذشته بازگرداند.
از این منظر، «فیلی» شاید بیش از آنکه ابزاری برای اثبات مالکیت هویتی یک گروه بر گروه دیگر باشد، پنجرهای برای دیدن پیچیدگی تمدن ایرانی باشد.
فیلی؛ میان لرستان و کردستان؟
شاید دقیقترین پاسخ تاریخی این باشد که «فیلی» را نمیتوان با یک واژه امروزی بهطور کامل ترجمه کرد.
فیلی در بخش مهمی از تاریخ خود، نامی پیوندخورده با لرستان، والیان لرستان، پیشکوه و پشتکوه و ساختار ایلی و سیاسی این منطقه بوده است. در عین حال، اسناد عثمانی و برخی منابع دیگر نشان میدهند که گروههایی که فیلی نامیده میشدند، در طبقهبندیهای دیگر «کرد» نیز خوانده شدهاند. این دو دسته سند الزاماً یکدیگر را باطل نمیکنند.
شاید مسئله اصلی این نباشد که «فیلی واقعاً لر است یا کرد؟»؛ بلکه پرسش درستتر این باشد که در هر دوره، چه کسی فیلیها را نامگذاری کرده، از چه واژهای استفاده کرده و منظورش از آن واژه چه بوده است؟
این نگاه، هم با اسناد تاریخی سازگارتر است و هم ما را از گرفتار شدن در دام هویتسازیهای سیاسی امروز دور میکند.
میراث مشترک، نه میدان منازعه
در نهایت، فیلی را باید بخشی از تاریخ پیچیده و درهمتنیده ایران دانست؛ تاریخی که در آن لرستان، کرمانشاه، ایلام، خوزستان و مناطق شرقی بینالنهرین نه جزیرههایی جدا از هم، بلکه حوزههایی با رفتوآمد انسانی، فرهنگی، زبانی و سیاسی گسترده بودهاند. مرزهای سیاسی امروز نمیتوانند تمام این گذشته مشترک را از هم جدا کنند.
از همین رو، شاید ارزش واقعی مطالعه «فیلی» در این نباشد که در پایان، یک برچسب نهایی روی آن بزنیم و بگوییم «لر» یا «کرد».
ارزش آن در این است که نشان میدهد هویتهای تاریخی ایران همیشه به اندازه هویتهای سیاسی امروز ساده و خطکشیشده نبودهاند.
لر فیلی و کرد فیلی، هر دو بخشی از یک تاریخ مشترکاند؛ تاریخی که بهتر است به جای تبدیل شدن به میدان رقابت برای «مالکیت هویتی»، به عنوان بخشی از میراث فرهنگی و تمدنی ایران شناخته شود.
شناخت این گذشته، زمانی ارزشمند است که به حذف دیگری منجر نشود؛ بلکه نشان دهد چگونه مردمانی با زبانها، گویشها و نامهای متفاوت، طی قرنها در یک حوزه تمدنی مشترک زندگی کردهاند.
- نویسنده : وادهنگ کورد






















































آسام لرفیلی
تاریخ : ۲۵ - شهریور - ۱۴۰۵لرفیلی و لرستان فیلی درسته…. با تعداد بیشماری سند ومدرک از کتیبه تخت خان ایلام گرفته…و یا نسخ خطی.. موجود در کتابخانه ملی و مجلس.
مابقی جعلی و ساختگیه.
آسام لرفیلی
تاریخ : ۲۲ - شهریور - ۱۴۰۵جعل واژه لرفیلی به کردفیلی با چه اهدافی صورت میگیرد؟؟ عزیزی که این مقاله رو نوشته بعضی از حقایق رو نمیگه؟؟
کسانی که کرمانج مهاجر ترکیه هستن نمی تونند واژه لر فیلی رو مخدوش کنند با هر طرفندی؟؟ هم وطنان و هم تباران بسیار باهوش و دانا هستن.
کرمانج های عزیز در چه قرنی به شمال ایلام آمده اند؟؟
و چرا بعضی افراد به انها کرمانج نمیگند؟ و اسرار دارند آنها رو فیلی معرفی کنند…..واژه جعلی کرد فیلی.