میعادمهدی صفری، نویسنده و فعال فرهنگی با اشاره به جامعه هدف این کتاب به وادهنگ کورد گفت: جامعهی هدف این کتاب، همهی علاقهمندان به کتاب و داستان و رمان، هنرمندان، دوستداران رمانهای عاشقانه و اجتماعی، علاقهمندان به فیلمنامه نویسی و تئاتر و سینما، کسانی که دغدغهی زندگی مشترک دارند و افرادی که در تلاشند تا در عرصهی هنر رشد کنند، میتواند باشد.
وی با اشاره به خلاصه ای از این رمان گفت: سپهر برای پیشرفت در عرصهی سینما، همراه خانواده از شهرستان به تهران مهاجرت کرده است. او در شهرستان بازیگر تئاتر بوده، او همچنین فیلمنامهنویسی است که آثارش به تولید نرسیده و آخرین فیلمنامهاش که اثری سینمایی است و بسیار به شیوه نگارش و جنبههای هنری و فنی کار توجه داشته را جهت بررسی به تهیهکنندهای داده اما باز هم جواب رد شنیده است. به همین خاطر او تصمیم میگیرد، سینما را برای همیشه کنار بگذارد.
سپهر در طی روابط کاری به دختری به نام فرنوش علاقمند میشود که عاشق سینماست و این مسئله باعث میشود او باز هم برای موفقیت در عرصهی هنر تلاش کند. ورود افراد جدید و حوادث تلخ و شیرینی که بین سپهر و فرنوش رخ میدهد، محتوای کتاب را شکل میدهد.
بخش هایی از این کتاب:
« نوری از دور میآید، بر دلی مینشیند، پرتویی پدیدار گشته و پیوندی رقم نمیخورد، قلب گیتی میگیرد، عشق ناتمام میماند و آرزوهای دیرین را بر باد میدهد، آنجا که سکوتی میشکند و رویاها سراب میشود و در نقاب تبسمی زلال، لبخندی پُرفریب نمایان میشود، بغضی میترکد، ندایی میآید: تو نمیتوانی انسانی خسته را به حیات تازه بکشانی، سالهاست در این دیار، عشق برای من به پایان رسیده است؛ نمیخواهم رنجِ نگاهِ همیشه نگرانت، تلخی رفتن را برایم کابوس کند، جانِ سیارِ بیروحم را برایت به ارث میگذارم.اگر شکستم مرا ببخش، یکرنگی تاوان دارد، وقتی تقابلهای ناجوانمردانهی زندگی، قلبت را میفشارد تا درونت فرو بریزد؛ چشمهای بیقرار و قلب تپندهات، مرا به ماندن، رنج کشیدن و زندگی رویایی فرا میخواند. دلم برای خودم، برای تو، برای نگاهی دنبالهدار از سگهایی باوفا در روستای پدری و برای اصالت محبت مادربزرگ، تنگ شده است. آسمان میگرید، طوفان حزن میآید، پاییز سکوت میکند، چکاوک پر میکشد، معجزه کارساز نمیشود و در هیاهوی سوگ و جنون، غم کم میآورد، کبک آشیان میبافد، هستی با شور میخواند: تو برای وصال آمدهای، بمان تا بمانم، زندگی شگفتانگیز است، خورشید میتابد، عشق شفاست…»
میعادمهدی صفری متولد سال ۱۳۶۳ در ایلام، از فرهنگیان شهرستان ایلام، دارای مدرک کارشناسی ریاضی کاربردی و کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی گرایش مدیریت مالی است. از این نویسنده تاکنون فیلمنامههای: تبسم معشوق و سفیددستانِ بهشتی و رمانهای همآواز و کافه نیاوران منتشر شده است.
- نویسنده : مرتضی حاتمی














































