رودوس فهیلی (مصطفی بیگی)- فعال فرهنگی اجتماعی:
عصر افشاری را از دوران اقتدار ایرانزمین میدانند و نادرشاه را با وجود همهی انتقاداتی که بر نحوهی حکمرانی وی وارد است از جمله محبوبترین پادشاهان عصر خویش دانستهاند به نحوی که وی با اکسیر متحد کردن تمامی ایرانیان توانستند مرزهای ایران را بهسامان کند و تا بدان حد اقتدار مردمی را به ایران برگرداند که مرتبا از سوی شاعران ایرانی مورد ستایش قرار گیرد.
از جمله این شاعران، خانمنصور (خانمهسۊر، خانمەسۆر، خانمهسیر) شاعر کردی سرای ایوانی و زوج دیگر شاعر کردی سرای ایلامی یعنی شاکه است. اشعاری که خانمنصور در فراق شاکه؛ زوج هنری خود و شاهپرور زوجهی خود سروده زبانزد نسلهای پیشین ایلامیان و تقریبا تمامی اهالی غرب کشور است.
علاوه بر این دو زوج که وجود آنان نشانهی رفاقت با مثال (شاکهو خانمهسوور) شده، الماسخان کندولهای شاعر صاحبنام و سرهنگ مقتدر و سرلشکر فوج کردستان در دوران والیان اردلان معروفترین شاعران کرد دوران نادری است.
وی فرزند رضا از شاعران حماسهسرای کرد کرمانشاهی و خاستگاه او دینور (دینهوهر) دیار شعر و عرفان و دانش کردی بوده است. او یک فرماندهی نظامی مقتدر بود که بسیار شیفتهی نادرشاه بود و علیرغم مقبولیت او در نزد پادشاه جنگجوی ایران، به دلیل شکست سپاه ایران از سپاه عثمانی در سرحدات کرکوک از مقام خود عزل شد و به ناچار به خانه پدری و پیشهی پدری خود یعنی شعر و شاعری و حماسهسرایی روی آورد. شکستی نظامی که در حقیقت سرآغاز یک پیروزی فرهنگی برای او و تمامی کردها بوده است.
شاید منظومهی حماسی نادرینامهی او که به زبان کردی (کردی گووران) سروده شده یکی از دلایل شیفتگی و حضور جنگاوران کرد در سپاه نادرشاه بوده است حضوری که چنان کثرت یافته که علیرغم ادعای ترک بودن افشاریان و به ویژه نادرشاه، کردها او و اێل افشار را از ایلات بزرگ کرد کرمانج میدانند.
از دیگر وقایع مهم در زندگی الماسخان، ارتباط وی با میرزاشفیعخان کندولهای، شاعر و عارف بزرگ کردی سرای دینهوری، مراوده و مشاعره داشته و هر دو در حدود نیمه دوم سده ۱۲ میزیستهاند.
این ارتباط تا بدان حد دوستانه بوده که میرزا شفیع مرثیهای در ارتباط با مرگ الماس خان سروده که بخش مهمی از اطلاعات موجود دربارهٔ وی از همین مرثیه اخذ شدهاست.
میرزام خامووشان مبارهکت بوو
ماوای خامووشاننووشت بوو
بهرق نهوبههار بواروو پێدا
بایهقۆش و موور بوانووش تێدا
پهری ئهو خاسهن وه خاک نەی بوو
شهنیار تی نیشوو، شهماڵ وه پەی بوو
تا «شهفی» دنیاش بوو وه تووز و گهرد
ئاخ پهری ئهڵماس، سهد ئاخ و سهد دهرد
دمای ئهڵماسخان، خان لاڵ شێوه
کزهێ تهمۊره کهس نهبوو پێوه
پهی چیمهن میرزام هاوسهرای گوڵ؟
گل وه دیدهم بوو پهی چیشمهن گوڵ؟
بار تا بپووشم بهرگی جه پلاس
بپووشوو «شهفی» جه دمای ئهڵماس
از الماسخان، آثار متعددی به جای مانده که معروفترین آنان عبارتند از منظومههای کردی خورشید و خرامان، هفتلشکر، موش و گربه، شیرین و فرهاد (شیرین و خسرو)، و نادرنامه یا نادرینامه (نادر و پالا)
همگی این آثار کردی گووران (اورامانی، دینهوهری، لکی) سروده شدهاند. اما معروفترین کار وی سرایش شاهنامه کردی است که مجموعهای از افسانهها و داستانهای حماسی جنوب کردستان است.
هدف از این نوشتار معرفی الماسخان کندولهای برای کردزبانان نیست که آنان به یاد دارند که والدین و یا لااقل پدربزرگان و مادربزرگانشان با شور و اشتیاقی زایدالوصف منظومههای حماسی شاهنامهی کردی و نادرینامهی الماسخان را همتراز شاهنامهی فردوسی میخواندهاند و نیز منظومههای عاشقانهی او ورد زبان عاشقان کرد در معاشقهها و تفالها و شبشعرگونههای موسوم به چلسروو و شهوشهمهکی و … و تنبورهزنان و مقامخوانان و هوورهچڕان و موورەوهاران کرد بوده است، این نوشتار را خطاب به مسئولین فرهنگی استان کرمانشاه تقدیم میکنند تا مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمانشاه و یا مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری آن استان و در راس همه استاندار کرمانشاه به عنوان مسئول شورای فرهنگ عمومی استان با مرور این متن را بخوانند و شأن الماسخان کندولهای را که علاوه بر سرداری در مرزداری، سرحدات فرهنگی و زبانی بخشی از ایران را راهبری نموده و تاکنون اثر آثار وی در زبان و ادبیات و موسیقی و فرهنگ کردی پدیدار است، مقایسه کنند با مقبرهی غریبانه و سنگ قبر محقر او.
آن گاه از آنان خواهش دارم که آن را با مجسمه و مقبرهی سردارانی همچون نادرشاه افشار و یا محمدتقیخان پسیان و حتی رییسعلی دلواری مقایسه کنند و خود قضاوت کنند.
این سنگ و این قبر مایهی شرمساری ماست حتی اگر مسئولین استانی احساس شرمساری نکنند.

- نویسنده : رودوس فهیلی (مصطفی بیگی)






















































