سنجرخان وزیری نرانی ملقب به سردار اکرم، فرزند حاجیوسف مالک بود. یک خانزاده که هیچچیزش به خان و خانزادهها شباهت نداشت و برخلاف دیگران، طرف رعیت ایستاد. سنجرخان در زمان هجوم روس و انگلیس ایستادگی کرد تا مردم کمتر طعم قحطی را بچشند. در تولید این مجموعه از منابع شفاهی و مکتوب بسیاری استفاده شده است. از جمله کتاب «حماسه سنجرخان» نوشته عباس کمندی. مجموعه سنجرخان به کارگردانی محمدحسین لطیفی و تهیهکنندگی حسین جلالی که پیش از کرونا تصویربرداری خود را آغاز کرده بود، کارهای نهایی پساتولید را هم پشتسر گذاشت و راهی آنتن شبکه یک سیما شد. مرحوم ضیاءالدین دری کار نویسندگی این مجموعه را بهعهده داشت که بعد از درگذشت او، بخشهای باقیمانده از نگارش سریال هم نهایی شد. مجموعه سنجرخان قرار بود روایتی از یک قهرمان کُرد باشد و دلاوریهای او را به تصویر بکشد و مردم باید قضاوت کنند چقدر در این راه موفق بوده است.
قصه سنجرخان
سریال سنجرخان به تعبیری زندگینامه سنجرخان وزیری، قهرمان کُرد و همدورهای میرزا کوچکخان جنگلی است که قصه ی آن تقریباً در سال ۱۲۹۶ میگذرد، مردی که به شهادت تاریخ، در برابر استبداد و استعمار قد علم کرد. او مستقلاً در مقابل تجاوز روسها و انگلیسیها در مناطق مختلف ایران از جبهه کردستان وارد عمل شد تا جلوی رفتارهای تجاوزگرانه آنها را بگیرد. در جنگ جهانی اول که روسها از شمال به ایران حمله کردند هرج و مرج، کردستان را فراگرفت و قتل و غارتهای شبانه وحشت زیادی را در جامعه ایجاد کرد که سنجرخان وزیری نرانی، مشهور به سردار اکرم، در مقابل روسیه ایستادگی کرد. او حتی با لشکر رضاخان جنگید و آنها را شکست داد و این پیروزی باعث شهرت بیشتر سنجرخان شد و نام او را بیشتر از قبل بر سر زبان ها انداخت.
بعد از این جنگ لشکر روس نیز به سرکردگی کلنل مامانوف به سنندج رسید و سردار محی رشتی، حاکم سنندج فراری شد اما سنجر خان مقابل آنها قرار گرفت و لشکر روس را شکست داد. روسها که تمامی شکستهای خود را از چشم سنجرخان می دیدند به محاصره روستای میاوروران و قلعه سنجرخان روی آوردند. سنجرخان از دارالحکومه تقاضای کمک کرد ولی قبل از رسیدن ۳۰ سوار برای کمک، سنجرخان محاصره را شکست و روسها را وادار به عقب نشینی کرد.
شریف الدوله بنی آدم، حاکم سنندج اقدام به حمله به برخی از قبایل کرده بود که سنجرخان با او مخالفت کرد، امری که موجب دشمنی شریف الدوله با سنجرخان شد و سرانجام در محرم سال ۱۳۳۷ هجری قمری (برخی سالهای ۱۳۳۸ و ۱۳۳۹ را هم عنوان میکنند) شریف الدوله بنی آدم، حاکم سنندج از طریق خلیل خان، برادر سنجر خان طی یک توطئه او را به عمارت خود دعوت کرد و به قتل رساند.
کردستان پر از قهرمانان ملی است
حسین جلالی، تهیهکننده سنجرخان درخصوص پرداختن به قهرمانان کرد در قاب تلویزیون با اشاره به سریال سوران میگوید: سوران و سنجرخان دو کار متفاوت هستند. سوران یک کار معاصر بود و سنجرخان یک کار تاریخی است. سنجرخان کاری در سطح قهرمانان ملی است. به نظرم گوشهگوشه خاک ایران، پر از قهرمانانی از اقوام مختلف است. از جنوب که دلیران تنگستان و رئیسعلی دلواری و شمال که میرزاکوچکخان است یا قهرمانانی مثل ستارخان و باقرخان. در کردستان هم به قهرمانی مثل سنجرخان میرسیم. همه اینها قهرمانان ملی هستند. کردستان پر از این قهرمانان است که هرچقدر به آن پرداخته شود باز هم کم است.
جلالی درپاسخ به این پرسش که چرا سراغ سنجرخان و این قهرمان کرد رفته، عنوان میکند: این قهرمان با میرزاکوچکخان همعصر بود. در عین حال به میرزاکوچکخان پرداخته شده بود و همه او را میشناختند. سنجرخان قبل از میرزاکوچکخان با روسها جنگید و آنها را به سمت شمال راند. با این حال به او پرداخته نشده و ناشناس بود. به این خاطر سراغ سنجرخان رفتیم.
۱۰۰ لوکیشن در کردستان داشتیم
جلالی درباره لوکیشنهای این سریال، عنوان میکند: ما ۱۲ماه فیلمبرداری داشتیم که ۱۰ماه سنندج و دو ماه شهرک دفاعمقدس بودیم. کردستان هم لوکیشنهای زیادی داشتیم که به بیشتر از ۱۰۰مورد میرسید. مثلا عمارت خسروآباد رابه عنوان دارالحکومه انتخاب کردیم، عمارت آصف به عنوان خانه خود آصف ودوسه عمارت رامثل عمارت پیرمراد بازسازی کردیم. بازار قدیمی سنندج را خودمان در یک بیابان ساختیم. در شهرک دفاعمقدس هم برخی لوکیشنها را ساختیم یا تغییر دادیم. در مجموع سال ۹۸ پیشتولید و ۹۹ تا ۱۴۰۰تولید سنجرخان بود.
وی درخصوص ظرفیت پرداختن به قهرمانان کرد بیان میکند: این پتانسیل اقوام مختلف است که اگر ما نشان ندهیم، دیگران باب میل خودشان آن را بیان میکنند. وقتی این ظرفیت را داریم چرا پرورش ندهیم و آن را معرفی نکنیم؟ وقتی این قهرمانان را نشان میدهیم جوان امروز از آن الگوبرداری میکند و روحیات، اخلاق و منشی که آن قهرمان داشته، روی منش جوان امروز تأثیرگذار خواهد بود به شرط اینکه پشت سر هم از این قهرمانان در اقوام مختلف معرفی کنیم. کردستان پر از قهرمان، افسانه و داستان است. قهرمانانی که میتوانند تا ۳۰-۲۰ سال خوراک محتواهای مختلف باشد. بهنظرم تا الان کم کار شده بود. اتفاق خوبی که این سالها افتاد، سریال «نون خ» بود. یک زمانی تصور میشد که کردستان دور از دیگران و تافته جدا بافته است که با این آثار میتوان اتحاد اقوام را بیشتر برقرار کرد و نشان داد اقوام همه به صورت یکسان از رسانه تلویزیون سهم دارند. یک فیلم یک پازل است که از قطعات مختلف تشکیل شده. موسیقی، لباس، فرهنگ و رسوم مطرح شده در آن همه بخشهای مختلفی است که متأثر از فرهنگ آن منطقه است. ما همه اینها را در سریال آوردیم و تلاش کردیم فرهنگ، معماری و سبک زندگی کردی آن زمان را نشان دهیم.

لزوم نمایش زندگی قهرمانهای ملی
فرشید گویلی بازیگر نقش سنجرخان را پیش از این با بازی در برخی نمایشهای روی صحنه و فیلمهای کوتاه میشناختیم که حالا در قد و قامت یک قهرمان، روی آنتن تلویزیون قرار گرفت. گویلی به واسطه تجربهای که در کار تئاتر دارد، با چالشهای این حوزه آشناست و خوب میداند چطور باید به شکلی ظریف به زندگی یک قهرمان بپردازد. گویلی در مجموعه سنجرخان، در نقش شخصیت اصلی است تا روایتگر دلاوریهای سنجرخان باشد. این بازیگردر خصوص تحقیقاتی که درباره این قهرمان تاریخی قبل از بازی در سریال داشته،گفت: قبل از آغاز پروژه سنجرخان و دعوت از من برای ایفای نقش این قهرمان ملی، اطلاعاتی جزئی از او داشتم. به جهت اینکه مستندات آرشیو شده و قابل توجه در حد و اندازه این شخصیت در کتابخانهها یا گزارشهای مرتبط در سایتهای خبری وجود نداشت یا دست کم، محدود بود، من خودم به واسطه کردزبان بودن، نامونشان و نقل دلاوریهای سنجرخان را به عنوان یک قهرمان و شخصیتی که در دفاع از خاک و کیان خود حماسه آفریده، بارها از بزرگان شنیده بودم. البته این به معنای آن نبود که دنبال موضوع را بگیرم و پیگیر مطالعات دقیقتری درباره این کاراکتر باشم اما وقتی نقش سنجرخان به من پیشنهاد شد، داستان فرق میکرد و این بار احساس مسئولیت بیشتری در درون من شکل گرفت، چراکه شخصیت تاریخی بود و قاعدتا براساس مستنداتی ساخته و پرداخته شده بود که من به ضرورت میبایست از جزئیات آن آگاه میشدم! باید اطلاعاتم را دقیقتر میکردم. به همین خاطر ضمن اینکه درپی جمعآوری منابع موجود و مطالعه آنها (که شامل چندین کتاب و گزارش بود) برآمدم، درعین حال با نوادگان سنجرخان نشستها و صحبتهایی داشتم و در مجموع زمینهای فراهم شد تا شناخت من از شخصیت او کاملتر شده و به کاراکتر این قهرمان، بیشتر نزدیک شوم.
وی ادامه میدهد: گپ و گفت من با نوادگان سنجرخان، وقتی میدیدم با عشق و ارادت تمام از او میگویند، یا زمانی که پای صحبتهای پیری فرزانه (خارج از آن خاندان) به نام «حاج موسی آقایی» که پدر یکی از دوستان من هستند، نشسته و به چشمان پر اشک ایشان در حین روایت زندگی پر افتخار و مرگ تلخ سنجرخان مینشستم، بسیار مؤثر بود و به من کمک کرد تا بهتر و بهتر بتوانم با شخصیت ویژه این قهرمان ارتباط برقرار کنم. در این میان نامی هم از امیر وزیری میبرم که یکی از نوادگان سنجرخان است و او هم ارادتی خاص به جد خود داشت، کتابی هم در معرفی ابعاد مختلف شخصیتی و منش این قهرمان در دست چاپ داشت و کارهای تحقیقی دیگری هم در این ارتباط انجام داده بود که با مهربانی تمام این منابع را در اختیار من قرار داد. البته من در کل به دنبال این بودم که بیشتر از اطلاعات درج شده در این منابع، درباره سنجرخان بدانم، بنابراین به دنبال گفتوگو با تمام کسانی بودم که به نوعی با این مرد بزرگ پیوند خونی داشته یا از دور و نزدیک ازایشان نکتههایی شنیدهاند و ممکن بود بتواند برای من راهگشا باشد.
گویلی میگوید: از طرفی رشته تحصیلی من بازیگری است و این حرفه را آکادمیک آموختهام، شناختی که درباره چگونگی درک و دریافت، و نیز پرورش و آفرینش نقش داشتم به کمک من آمد و زمینه را برایم هموار کرد. بهخصوص اینکه شخصیت موردبحث یک قهرمان ملی بود که باید در کنار استناد به منابع، خلاقیت خودم را به عنوان یک بازیگر وارد میکردم. درواقع یک بخش، مستند بودن کاراکتر که مطالعه منابع و تحقیقات میدانی را طلب میکرد و بخش دیگر، خلاقیت من به عنوان بازیگر بود که باید سنجرخان را باورپذیر بازی میکردم. ماحصل این دو بخش، به جایی ختم شد که کاراکتر از آن جان گرفت و بیرون میآمد. نکته دیگر اینکه من به مسأله اصالت نقش و اصالت بازیگر آگاه بودم و میدانستم که در این پروژه باید سراغ اصالت نقش بروم و البته در عین حال دنیای خودم را هم به عنوان یک بازیگر داشتم و در خلق شخصیت دخالت دادم.
وی در خصوص استفاده از سالها تجربهاش در تئاتر برای بهتر بازی کردن در نقش سنجرخان عنوان میکند: قطعا فعالیت تئاتر، خیلی به کمک من آمد. من سالهای زیادی کار تئاتر کردم و البته در این مدیوم، وقتی نقشی به بازیگر محول میشود، به سبب اینکه زمان تمرین طولانی است، او فرصت بیشتری جهت کار روی نقش و رسیدن به لایههای مختلف شخصیت در اختیار دارد؛ هم درحوزه جسمانی و هم در ابعاد درونی. بهطور قطع چنین مجالی در تلویزیون و سینما وجود ندارد اما یک شیوه یا تکنیک خاص بازیگری که در طول سالها فعالیت تئاتری و بهویژه در جریان تحصیل در دانشگاه آن را بهتر آموخته بودم، بیش از همه به من کمک کرد و آن توانایی حضور در لحظه بود. با توجه به زمان محدود و سنگینی کار، تلاشم این بود تا در لحظه بتوانم آن چیزی که مربوط به نقش بود را دریافت کنم و به اجرا برسانم. با این حساسیت که نقش درنهایت باید یکدست از آب درمیآمد.
توجه به زمینههای قهرمانسازی
این بازیگر درباره لزوم پرداختن به قهرمانان ملی هم اینطور بیان میکند: پرداختن به شخصیت قهرمانان ملی، ضرورتی انکارناپذیر است که در تمام دنیا به آن توجه میشود. وقتی یک قهرمان کاری انجام داده که یک نگاه ملی را شکل میدهد و به خود معطوف میکند ــ حرکتی که همه میپسندند و به آن احترام میگذارند ــ طبیعتا به این احساس هم منجر میشود که او را دوست داشته باشند. یعنی در هر حال برای کسانی که نام و آوازهاش را شنیدهاند محبوب است، چه به تصویر کشیده شود چه نه! اما زمانی که از قاب گسترده تلویزیون چنین قهرمانی را نشان میدهیم، درواقع زمینهای فراهم کردهایم که افراد بیشتری او را بشناسند. نه اینکه او را فقط بشناسند، بلکه با روحیات او، خلقیاتش و شرایطی که در آن زندگی میکرده و در نهایت با آنچه زمینهساز تبدیل او به یک قهرمان بوده آشنا شوند. این مسأله روی همه ما تأثیر میگذارد تا آنجا که ممکن است هریک آرزو کنیم کاش جای او میبودیم و تا این اندازه محبوب! و از طرفی پردلی و همت این قهرمانان و عرقی که به خاک و سرزمین داشتهاند میتواند چنین ویژگیهایی را در مخاطبان نیز بیدار کند. از این منظر است که با تأکید میگویم پرداختن به چنین اشخاص شایسته و منحصربهفردی ضرورت دارد. درواقع مثل یک میراث ملی و فرهنگی است. هیچکدام از ما دوست نداریم چنین میراثی گمنام باقی بماند، بلکه میخواهیم ضمن حفظ و پاسداشت، به آن افتخار هم بکنیم. همانطور که به قهرمانان شاهنامه افتخار میکنیم و از آنها درس میگیریم.
گویلی درباره فراهمبودن شرایط برای نمایش شخصیتهای قهرمان کردستان عنوان میکند: به نظرم این بستر بیش از پیش باید فراهم شود. نهتنها برای قهرمانان ملی کرد، بلکه برای تمام اقوام ایرانی، تا بیشتر قهرمانان را بشناسیم. خود سریال سنجرخان جدای از معرفی این کاراکتر، بستری است که میتواند مردم را با فرهنگ کردستان آشنا کند و حقیقتا نمایشگاهی ارزشمند از فرهنگ غنی کردی است، چراکه در این اثر جدای از اینکه به جنگها و حماسهآفرینیهای سنجرخان اشاره کرده، به شخصیت خود او، طبع بلند، انسانیت و مهربانیاش نسبت به رعیت و زندگی آنها هم پرداخته است. سنجرخان کسی بود که با خاندان خودش در افتاد تا شاید اندکی از رنج مردم بکاهد. خانواده خودش از او انتظار داشتند مثل یک خان زندگی کند و رعیت بینوا را به حال خود بگذارد اما او نمیتوانست چنین باشد، تا آنجا که در دوران قحطی، قفل انبار آذوقه حاکم وقت و دیگر خوانین را درهم میشکند و هرچه را که آنها احتکار کردهاند میان مردم تقسیم میکند، بیآنکه به منفور شدن بیش از پیش خود در چشم و دل آنها کمترین اهمیتی بدهد. در دورانی هم که بیگانگان متجاوز روس و انگلیس وارد منطقه میشوند، باز هم در حفظ شرافت مردم و پاسداری از خاک و سرزمین وارد مبارزه میشود و دلیرانه و با شجاعت تمام با همراهی همان مردمی که بزرگمنشی او را میشناسند و جان بر کف در رکابش قرار میگیرند، اشغالگران را بیرون میراند. در نهایت باید بگویم سریال سنجرخان جدا از بخش حماسی، به واسطه پرداختن به زندگی خود این قهرمان به عنوان یک انسان شریف، قصهای جذاب دارد و در عین حال، مجموعه کاملی از آداب و رسوم منطقه کردنشین است که فکر میکنم برای مخاطب بسیار مقبول خواهد بود.

با کارنابلدی در ساخت سریال قهرمانان ملی را خراب می کنیم
سیدرضا اورنگ، منتقد سینما و تلویزیون با انتقاد از ضعف سریالهای تلویزیونی طی سالهای اخیر «سنجرخان» را یکی از مجموعه های تلویزیونی دانسته که مردم پیگیر آن نبودند و به خبرنگار ما می گوید: تاریخ، گواه قدرت و مبارزات سنجرخان وزیری، قهرمان ملی ایران و کردستان است که مدت ها با خائنان داخلی و دشمنان خارجی بی وقفه و بدون واهمه جنگید. متاسفانه کارگردان سریال«سنجرخان» این قهرمان ملی را با کارنابلدی خود، تبدیل به فردی فاقد جذابیت کرد که به هیچ وجه شمایل یک قهرمان معمولی را نداشت چه رسد به قهرمان ملی و تاریخ ساز.
این فیلمنامه نویس دلیل ضعف در سریال سازی را تصمیمات مدیریتی و شوراهای ساخت سریال در تلویزیون دانسته و خاطرنشان می کند: اگر افراد توانمند و متخصص در این شوراها باشند به چنین سریالهایی مجوز ساخت نمی دهند ولی چون ضعف های فیلمنامه را نمی بینند، چنین سریالهایی ساخته می شود. برخی از تهیه کنندگان هم از موقعیت سوء استفاده کرده و طرح های ضعیف شان را ارائه می دهند تا بودجه بگیرند.
اورنگ با اشاره به ساختار و شخصیت پردازی ضعیف «سنجرخان» توضیح می دهد: آیا کارگران اثر به ساختار سریال تاریخی آشنایی دارد؟ قرار بود سنجرخان قهرمان باشد اما شمایلی از قهرمان در این سریال نشان داده نشد. صحنه هایی از نجات سنجرخان در سریال وجود داشت که بدون منطق روایی بود و این به معنای تمسخر بیننده است. داستان سریال جذابیت لازم را نداشت و شخصیت های آن هویت پیدا نکردند.
این منتقد سینما و تلویزیون تاکید می کند: سنجرخان، شخصیت بزرگی بود، کسی که روس ها را تا منجیل عقب راند ولی مخاطب چنین شخصیتی را در این سریال دید؟ من ضعف اصلی را در مدیران و شوراهای تلویزیون می دانم که فیلمنامه ها را دقیق بررسی نمی کنند و برای ساخت چنین سریالهایی عجله دارند.
اورنگ درباره اینکه چرا قهرمانان سریالها در یاد مردم نمی مانند، می گوید: چون فیلمسازان ما با شمایل قهرمان آشنا نیستند. سریال «کوچک جنگلی» درباره میرزاکوچک خان در دهه شصت ساخته شد اما در ذهن مردم ماند چون شمایل یک قهرمان را با نقاط قوت و ضعفش به مخاطب نشان می داد یا در سریال سربداران، مردم با شخصیت شیخ حسن جوری آشنا شدند ولی در فیلم های سینمایی دهه اخیر که درباره شهدا ساخته می شود، این شخصیت ها، شمایل قهرمان ندارند.
به باور این کارشناس و منتقد، هیچ کجای دنیا به اندازه ما قهرمان ندارد، چه قهرمانان تاریخی و چه معاصر و می افزاید: آنها قهرمان ندارند و قهرمان سازی می کنند ولی ما قهرمان داریم و شمایل قهرمانهایمان را خراب می کنیم. البته قرار نیست همه آثار سینمایی و تلویزیونی قهرمان محور باشند، ولی باید چند اثر قهرمان محور خوب و ماندگار ساخته شود. اگر شخصیت میرزاکوچک خان در ذهن مردم می ماند و شخصیت سنجرخان نه، دلیلش این است که سریال با عجله و برای رفع مسئولیت ساخته شده و نه اثرگذاری و دیده شدن.






















































