تفکیک هویت فرهنگی و هویت سیاسی در کردستان
تفکیک هویت فرهنگی و هویت سیاسی در کردستان
ده‌نگ کورده‌واری - دکتر فکوهی و همکارش آموسی مجنون در این مقاله به بررسی موضوع احساس تعلق به هویت ملی و هویت قومی در کردستان ایران با تاکید بر جوانان پیرانشهر می پردازد.

شهرستان پیرانشهر در آذربایجان غربی به لحاظ مطالبات هویتی در چند سال اخیر بسیار مطرح بوده است. نزدیکی این منطقه به عراق نیز موقعیت این شهرستان را حساس تر و پیچیده تر می کند. این تحقیق بر وضعیت معیشتی جوانان این منطقه و بخصوص وجود روابط قانونی و غیر قانونی مبادله کالا با کردستان عراق تاکید داشته است، گویای آن است که جوانان پیرانشهر به واسطه همین روابط، شرایط جهانی شدن، رواج گسترده رسانه های قومی مثل ماهواره و مطالبه مشارکت فعال سیاسی در سال های اخیر هویت های جماعت گرایانه قومی خود را تقویت کرده اند. مهم ترین عناصر این هویت عبارتند از: زبان، لباس، وفاداری سرزمینی و ملی گرایی قومی، پای بندی به آداب و رسوم و فرهنگ قومی و از همه مهم‌تر باور داشتن به هویت قومی خود. کردها به لحاظ هویت فرهنگی، خود را با سایر اقوام ایرانی مشترک می دانند؛ هر چند میان هویت ایرانی و حوزه سیاسی فاصله گذاری مشخصی انجام می دهند. نظر به اهمیت این پژوهش، بخشهایی از آن را در پرونده هویتی واده‌نگ منتشر می کنیم.
هویت قومی و پشتوانه های فرا ملی
قومیت و هویت قومی و تلاش برای احراز این هویت با پشتوانه‌ای جهانی، خواه ناخواه باعث کاهش اقتدار و کنترل دولت ملی بر اداره امور در آن قلمرو فرهنگی می شود؛ چرا که نمی توان با اقدامات سرکوب گرانه، تمایلات فرهنگی و هویتی را مهار کرد. کوچکترین واکنش دولت مرکزی در شرایط کنونی، بعدی جهانی به خود می گیرد و به عنوان دست آویز و حریه سیاسی و ارتباطی مورد بهره برداری و سوء استفاده قرار می گیرد. گسترش ارتباطات فراملی نه تنها باعث رسیدن خبرهای وقایع مناطق مختلف جهان به افراد و گروه های دیگر می شود و آگاهی نسبت به مشکلات مکانهای دیگر پیوند متقابل در سراسر کره خاکی را افزایش می دهد، بلکه همکاری مشترک بین بخش های محلی یک جنبش را تسهیل می کند و پیوندهای فراملی درون آن را محکم می سازد» (نش، ۱۳۸۲: ۱۸۵). به عبارت دیگر می توان گفت که پیوندها و ارتباطات فراملی باعث بیداری و خود آگاهی فرهنگی می شود و این بیداری فرهنگی می تواند باعث شکل گیری جنبش های مقاومت فرهنگی در بین گروههای فرهنگی به حاشیه رانده شده شود؛ هر چند که نمی توان منگر تأثیر مثبت ارتباطات بر ایجاد وحدت ملی شد. «کارل دویچ و همکاران او معتقدند که اگر ارتباطات، قومی شده، ملیت ایجاد می شود و فاصله اجتماعی کاهش می یابد. به نظر ایشان توسعه ارتباطی و فرهنگی موجب آگاهی انسان ها و استقرار همگرایی و وحدت ملی می شود.» (قیصری و همکاران ۱۳۷۹: ۳۵) بنابراین با نقش دوگانه و متناقض ارتباطات در برساختن هویت ملی و تضعیف آن روبرو هستیم؛ از یک طرف وحدت ملی را در جوامع چند قومیتی ضعیف می کند و از طرف دیگر باعث تقویت هویت ملی در بین اعضای یک گروه قومی می شود. ارتباط، منبعی فرهنگی در اختیار مردم قرار می دهد که پیش از گسترش آن فاقدش بودند. بیداری فرهنگی به معنای گوناگونی جهانی است و پدیده مقاومت را به دنبال دارد.
به طور کلی می توان گفت که جهانی شدن از طریق گسترش ارتباطات در وهله اول باعث تضعیف دولت ملی در کشورهای چند قومیتی و سپس آگاهی از وجود خویشتنی واحد برای قومیتهای تحت سیطره می شود. گسترش آگاهی و نهایتا بیداری فرهنگی موجب شکل گیری باور مقاومت در برابر تبعیض میشود و به عدالت خواهی و حق تعیین سرنوشت با اطمینان از حمایتهای جهانی دامن می زد. از طرف دیگر جهانی شدن ارمغان آور عناصر فرهنگی بیگانه است و از این حیث باعث ضربه فرهنگی به فرهنگ های کم تحرک و همواره سرکوب شده و خواهد شد.
هویت خواهی و جوانان
این پژوهش، بررسی انسان شناسانه هویتهای اجتماعی – ملی و قومی – در بین جوانان است. جوانان، نیروهای پویای تحرک اجتماعی هر جامعه محسوب می شوند. از طرف دیگر جوانان پذیرنده ترین قشر هر جامعه به لحاظ نوآوری ها و تنوعات جهانی هستند. در این رابطه، مسلم است که چیزی به نام فرهنگی به عنوان یک کل منسجم و نظام مند جوانان را در برگرفته است و خمیرمایه های رفتاری آنها را شکل می دهد. تغذیه فرهنگی این جوانان برای معنا بخشیدن به زندگی آنها می تواند ارزشها و هنجارهای جهانی، ملی یا قومی باشد. فرهنگ عبارت است از رفتارها و ذهنیتهای آموخته شده که براساس آن، عادات رفتاری و منش های ذهنی افراد بروز می کند و از این طریق افراد جایگاه خود را در میان سایر اجتماعات تعیین می کنند، به عبارت دیگر فرهنگ و مقوله های فرهنگی زاینده ما هستند و معنا به نوعی هویت است. مفهوم هویت به مجموعه پدیده هایی اشاره دارد که در تولید تصویر از خویشتن در ذهن هر فردا مؤثر است و شامل سازوکارهای اجتماعی و روانی است که تجانس و یکدستی خویشتن را در برابر تنوع اجتماعی و زمانی تأمین می کند (الافیلیپ و فونتن، در تاپیا، ۱۳۷۹: ۲۱۹).
نباید کردها را به لحاظ هویتی خارج از چارچوب فرهنگی ایران بدانیم
کردها یکی از گروههای قومی ایران هستند که نمی توان تمایلات تاریخی آن ها را برای کسب حداقل خودمختاری نادیده گرفت. شرایط تاریخی- سیاسی، کردها را مردمی بار آورده که همواره منتظر وجود دشمن خارجی بوده اند. قرار گرفتن آن ها در چهار کشور ایران، سوریه، عراق و ترکیه، آنان را به طور همزمان در مقابل فرهنگهای دیگر قرار داده و با چالش های هویتی گوناگونی مواجه کرده است. تاریخ کرد، تاریخ «شورش، جنگ، خیانت، شکست و کشتار» است و کردستان سرزمین سرخپوستان خاورمیانه (یونسی، در کینان، ۱۳۷۲: ۵). اما صرف نظر از همه مسائل سیاسی به وجود آمده برای کردها، آنها خود را ایرانی می دانند و بر ریشه فرهنگی مشترک خود با ایرانیان تأکیـد می کنند و به نظر می رسد این باوری عام باشد؛ بنابراین نباید کردها را به لحاظ هویتی خارج از چارچوب فرهنگی ایران بدانیم؛ چراکه آنان همواره بر ایرانی بودن خـود تأکیـد می کنند، اگرچه ممکن است این امر از نظر سیاسی چندان مصداق نداشـتـه باشـد؛ لـذا می توان گفت که هویت قومی کردها در طول هویت ایرانی آنها به معنای فرهنگی بوده و هست. این سخن در هر زمانی می تواند درست باشد، اگر ایران را در حوزه سیاسی آن خلاصه نکنیم.
اثرپذیری هویتی از مراودت مرزی با اقلیم کردستان
این قوم ایرانی با سکونت در نواحی مرزی که تابعی است از شرایط سیاسی – امکان رفت و آمد به کشور همسایه – عراق – را دارد. از آن جا که یک سامانه نظارتی قوی به عنوان یک نیروی کنترل وجود ندارد یا کار خود را به درستی انجـام نـمـی دهـده شـاهـد گسترش شبکه های اقتصاد غیر رسمی هستیم. در کنار این مقوله باید به پاره ای از نقاط ضعف منطقه که به صورت دافعه عمل می کنند، اشاره کرد. نبود امکان کار کردن و به معنای اخص کار قانونی و کسب درآمد مناسب، سطح رفاه پایین، تبعیض هایی که ناخودآگاه یا به ضرورت اعمال شده، کم توجهی دولت به این مناطق مستعد تعد و نیروی کار مازاد که قبلا به صورت کار در کوره های آجرپزی سایر شهرها صورت این مسأله پاک می شد – و البته درآمد بسیار مناسب فعالیتهای غیر رسمی مرزی، همه دلایلی هستند برای اینکه مردم پیرانشهر و علی الخصوص جوانان به این سمت کشیده شوند. شایان ذکر است که رفت و آمد به مرز و کشور عراق، در کنار گسترش رســانه هـای تصویری – چون ماهواره – این قشر را با دنیای دیگر آشنا کرده و تمایلات هویت خواهانه را در آنها تقویت کرده است. نبود ساز و کار فرهنگی مناسب به منظور برخورد ریشه‌ای با این فرآیند به عمیق تر شدن مسئله دامن زده است.


روندهای تأثیرگذار جدید بر هویت کردی
روندهای تأثیرگذار بر مسأله هویت بسیار جدید و در عین حال بسیار مهم هستند. در یکصد سال گذشته دل مشغولی اصلی بسیاری از روشنفکران و عالمان علوم اجتماعی، مسأله هویت بوده است؛ چراکه در دوران معاصر با مسأله بحران در هویت به دلیل فرایندهای جهانی مواجه هستیم. این گفته تا حدودی درست است که هویت صرفا زمانی که در بحران باشد، موضوعیت می یابد. بحران هویت، در نتیجه تخریب هویتهای پیشین و تلاش برای بر ساختن هویت های جدید با توجه به عناصر ترکیبی است که به وجود می آید. این عناصر ترکیبی، مجموعه ای از آگاهی های به دست آمده است که خود محصول باز اندیشی در سنت و هویت فرهنگی است. «نظریه پردازانی که استدلال می کنند هویتهای قدیمی در حال متلاشی شدن هستند بر این باورند که نوعی تغییر ساختاری، جوامع جدید اواخر قرن بیستم را دگرگون کرده است. این روند به تجزیه و فروپاشی زمینه های فرهنگی، طبقاتی، جنس، جنسیت، قومیت، نژاد و ملیت می انجامد» امرداتی گیوی، ۱۳۸۱: ۱۱۰). تجزیه و فروپاشی و نهایتا بر ساختن هویتها، ما را به این اصل مهم راهنمایی می کند که هویت متعلق به معنا است و معنا امری است که بر ساخته می شود؛ بنابراین باید هر زمان و به تناسب شرایط ویژه انتظار شکل گیری هویتی خاص داشته باشیم. هویت ضرورتا یا مستمرا ثابت نیست. هویت مجموعه ای متغیر و متحرک است که همواره در ارتباط با جریان هایی که ما نماینده با مخاطبانشان واقع می شویم و از طریق نظام های فرهنگی که ما را احاطه کرده اند، شکل و تغییر شکل می پذیرند (تاجیک، ۱۳۷۶). عصر جهانی شدن به این سیال بودن هویت کمک فراوانی کرده است.
هویت ملی چیزی نیست که انسان ها با آن متولد شده باشند؛ بلکه در طول زمان شکل می گیرد یا دچار تغییر می شود. قومیت ها یکی از هویتهای جدید در عصر جهانی شدن اند. این میان، مسیر کردها بیشتر از سایر اقوام ناهموار است. کردها در واقع با جمعیت ۳۰ میلیونی (برتون، ۱۳۸۰) بزرگترین ملت بدون دولت هستند که در چهار بخش از خاک چهار کشور قرار دارند و به تبع حکومت و فرهنگ سیاسی متفاوت تمایزاتی بین آنها ایجاد شده است. اگرچه جهانی شدن نوید همگون سازی را می دهد، از یک نقص اساسی برخوردار است و آن این که هنوز هم توانسته به طور کامل قدرت دولتهای ملی را کاهش دهد. جهانی شدن فرایندی متمایز کننده و همگون ساز است که از یک سو با پذیرش ارزش پاره فرهنگ ها و توانایی های محلی، جهان را به سوی کثرت گرایی فرهنگی سوق می دهند و به این ترتیب زمینه را برای طرح هویتهای قومی در بستر جهانی فراهم می آورد، از سوی دیگر با برجسته کردن یک فرهنگ جهانی فرهنگ ها و هویتهای ملی و محلی را متأثر می سازد (مردانی گیوی، ۱۳۸۱). این فرایند پیوندهای موجود بین دولت و ملت را تضعیف می کند و اقلیتهای قومی مستحیل شده را رها می سازد و امکان تشکیل مجدد ملتها را در سراسر مرزهای پیشین دولتی فراهم می آورد. واقعیت دیگری که ناشی از جهانی شدن است تعریف تعلقها یا خود را به یک مقوله منتسب کردن است؛ در واقع جهانی شدن باعث شده است که مرزهای خود و دیگری به طور مشخص، دچار تغییر شود. در مورد کردها هم این مسأله به طور واضح مصداق دارد.
بازتعریف هویت اجتماعی کردها بر اثر رشد اطلاعات و ارتباطات
هویت اجتماعی کردها امروزه، به طرز بارزی دچار تغییر شده است. باز تعریف مجدد هویت اجتماعی کردها از نتایج رشد اطلاعات و گسترش ارتباطات در عصر جهانی شدن بوده است. شبکه های رادیو و تلویزیون فرامنطقه ای کردها، روزنامه ها و نشریات و نهایتا رفت و آمدهای بین مناطق کردستان در شکل گیری این هویت اجتماعی موثر بوده است. شناخت کردها از خود به عنوان یک هویت منسجم و هماهنگ در مقابل شناخت آنها از دیگران قرار می گیرد، دیگرانی که تفاوت های زیادی با آنها دارند. اگر چه خود کردها همیم به واسطه شرایط سیاسی تفاوتهای چشمگیری با هم دارند، در کلیت خود اشتراک زیادی با همیم دارند؛ موسیقی، رقص، تاریخ، مبارزات سرزمین و پوشاک عناصر مشترک هویتی کردها را تشکیل می دهند. امروزه همه کردها نسبت به بمباران حلبچه و ماجرای انتقال دستگیری اوجالان، بازداشت و جایزه صلح لیلا زانا و حس مشترکی دارند. پیروزی و انتخاب جلال طالبانی به ریاست جمهوری عراق موجب خوشحالی تعداد زیادی از کردها شد. موفقیت کردها در این زمینه تا حد زیادی محسوس بوده است و توانسته اند مسأله محلی خود را مساله ای جهانی کنند و جهان را نسبت به مسأله کردستان به واکنش را دارند. اقدامات کردها و انسجام آنها حداقل امتیازی که داشت این است که کردستان یک مسأله جهانی شده است. برخی از اقدامات جهانی نیز باعث جهانی شدن مسأله کردها شده است؛ ولی همواره بر ایرانی بودن خود تاکید داشته اند اما امروزه وجود برخی از فشارها و انکار تحویت محلی در برابر آنها (هر چند این امر در ایران هرگز به شدت ترکیه نبوده است) سبب افزایش تمایل ایشان به تقویت هویت قومی شده است.
برخی مؤلفه های هویتی کردی در پیرانشهر
پوشاک کردی، زبان کردی، ادبیات کردی، تاریخ اجتماعی – سیاسی کردستان، مظلومیت و فشار همه جانبه، موسیقی و آوازهای کردی، پرچم سه رنگ و خورشیدنشان، سرود کردستان و … همگی جزء مؤلفه های هویتی کردها می باشند. در شهرستان پیرانشهر همه جوانان به دلایل متعددی من جمله دسترسی به ماهواره، روزنامه ها و کتابهای کردی، رفت و آمد مکرر و مداوم با کردستان عراق، توانسته اند خود را به عنوان یک کرد دوباره تعریف کنند. تلاش آنها برای آموختن و فراگیری زبان کردی، کوشش و سعی آنها در یادگیری خط و کتابت کرد و نوشتن اسامی کردی پر روی درها و پنجره های مغازه ها و انتخاب اسامی کردی برای فرزندان خود از موارد بارزی هستند که کردهای پیرانشهر بعد از گسترش ارتباطات و تحولات عراق و فعال شدن شبکه های ماهواره ای طی دو دهه گذشته، با آن مواجه هستند. ضعف دولت مرکزی در این شهرستان در ورود و خروج اطلاعات و کالاها به وضوح نمایان است. اگر چه شرایط منطقه تغییرات بسیاری داشته است، حوزه سیاسی نتوانسته خود را با نیازهای جدید همنوا کند و کماکان به روش های مسایق با مردم برخورد می کند. آنها هنوز هم ترسی ناخودآگاه از جوانان و مردم کرد دارند و این نوع ترس سبب شکل گیری نگاه امنیتی به کردستان شده است. این شرایط باعث شده که هر حرکت اعتراضی کردی یک حرکت ضد انقلابی تفسیر شود و به بهانه تلاش برای حفظ امنیت ملی و دفاع از قلمرو سرزمینی هر گونه عملی مجاز باشد
اسامی مدارس و خیابان ها یکی از بارزترین نمودهای نادیده گرفتن هویت فرهنگی منطقه است. به همین دلیل هم اکثر مردم مگر در صورت برخوردهای رسمی کمتر این اسامی را به زبان می آورند. البته این نکته مثبت را باید یادآوری کرد که در سال ۱۳۸۳ با انتخاب اولین رئیس آموزش و پرورش کرد در پیرانشهر و پیگیری شورای شهر، اولین مدرسه با نام یک شخصیت فرهنگی ادبی کرد – ما م وه ستا هه ژار- افتتاح شد. در کل به نظر می رسد احساس تعلق به هویت کردی در بین جوانان بسیار قوی تر از احساس تعلق به هویت ایرانی باشد.
نتیجه گیری
به طور خلاصه نتایج به دست آمده از این تحقیق عبارتند از:
– در حوزه مؤلفه های فرهنگی هویت ایرانی، کردها چندان بیگانگی با آن نشـان نمی دهند.
– در حوزه مؤلفه های سیاسی هویت ایرانی، کردها به شدت انتقاد دارند و تقریباً آن را از خود نمی دانند. احساس ظلم و مظلوم واقع شدن، تضییع حق، فرصتهای نابرابر و نادیده انگاشتن کردها از دلایل دوری کردها از حوزه سیاسی است که از بازنمودهای دیگر آن در گیری های شبانه و گسترده آنها با ماموران است. ارتباط با حوزه سیاسی نیز بسیار با دیده منفی نگریسته می شود.
– جوانان کرد اگرچه کت و شلوار می پوشند، کماکان لباس کردی را برتر می دانند.
– زبان نوشتاری کردی در بین جوانان رشد چشمگیری داشته است و تقریباً أکثـر جوانان درصدد یادگیری خط و کتابت کردی هستند و بیشتر آن ها می توانند آن را بخوانند.
– انتخاب اسامی کردی و ایرانی برای نوزادان و نیز اسامی کردی برای فروشگاه ها و مغازه ها روندی رو به رشد دارد؛ به عبارت دیگر در نامگذاری بچه ها کمتر از اسامی غیر کرد استفاده می کنند.
– موسیقی های حماسی و ترانه های در مدح سرزمین کردستان و مردم کرد محبوبیت فوق العاده ای دارد. به بازار آمدن این نوع موسیقی ها و ترانه ها، از طرف مردم نوعی عقب نشینی سیاستهای پیشین تلقی می شود و بر این باورند که حرکت کردها سرانجام بـه منـزل رسیده است.
– هویت کردی و اقدامات و حرکتهای کرد خواهانه (کوردایـه تـى) بعـد از تحولات عراق بسیار قوی شده است.
– هویت کردی بعد از تحولات عراق به شکل جدیدی که با عناصر ناسیونالیسم ملی همراه است، تبلور یافته است.
– با زبان کردی حرف زدن در اداره ها یکی از آرزوهای جوانان و مردم کرد است و برای این منظور کردستان عراق را مثال می زنند که همگی با زبان کردی تکلم می کنند.
– بسیاری از جوانان آرزو دارند کردستان ایران هم همانند کردستان عراق دارای میزانی از خودمختاری باشد.
– شناخت جوانان از رهبران حرکت کرد، اگر چه خیلی زیاد نیست، اکثر آنها را «انقلابی» یا «شورشگر» می دانند.
– جوانان کرد از مفهوم ایرانی بودن بیشتر دیدگاهی سیاسی دارند و کمتر آن را در مولفه هایی مثل زبان فارسی و آداب و رسوم فرهنگ فارسی می بینند؛ گویا آنها ایرانی بودن و ملی بودن را تنها در حوزه سیاسی می بینند.
– جوانان کرد، جوان کرد را شخصی تعریف می کنند که کردی صحبت کند، کردی بنویسد، کردی بخواند، در مقام عمل و حرف کرد باشد، لباس کردی بپوشد و هرگز درصدد خیانت به مردم خود بر نیاید.

  • نویسنده : ناصر فکوهی