جعفر التیام، فعال فرهنگی و دبیر آموزش و پرورش:گاهی یک جمله از زبان معلم، مسیر زندگی یک دانشآموز را تغییر میدهد؛ حتی جملهای ساده درباره یک کتاب.
کتابخوانی در مدرسه نباید فقط به فهرست تکالیف یا معرفی چند عنوان کتاب محدود شود.
عادت به مطالعه کتاب زمانی شکل میگیرد که دانشآموز، کتاب را دوست داشته باشد، با آن ارتباط برقرار کند و احساس کند خواندن، بخشی از زندگی اوست. در این میان، معلم میتواند یکی از مهمترین و اثرگذارترین چهرهها در ساختن این عادت باشد.
معلم، بیش از آنکه صرفاً آموزگار یک درس باشد، الگوی رفتاری دانشآموزان است. وقتی دانشآموز ببیند معلمش از کتابی با علاقه صحبت میکند، داستانی را با شوق تعریف میکند یا بخشی از یک کتاب را در کلاس میخواند، کتاب از یک شیء آموزشی به یک تجربه زنده تبدیل میشود.
از کتاب بخوانید تا بیایید کتاب بخوانیم
یکی از تفاوتهای مهم در ترویج کتابخوانی همینجاست. گفتنِ «کتاب بخوانید» همیشه کافی نیست. معلم میتواند خود آغازگر باشد؛ چند دقیقه از زمان کلاس را به خواندن اختصاص دهد، کتابی را به دانشآموزان معرفی کند و از آنها بخواهد درباره آنچه خواندهاند با یکدیگر گفتوگو کنند.
حتی یک قفسه کوچک کتاب در کلاس میتواند شروع یک اتفاق بزرگ برای تقویت عادت به مطالعه در دانش آموزان باشد؛ قفسهای که دانشآموزان در انتخاب کتابهایش نقش داشته باشند و بتوانند کتابی را برای خواندن به خانه ببرند و دوباره به کلاس برگردانند.
انتخاب، لذت و استمرار
اگر دانشآموز در انتخاب کتاب آزادی بیشتری داشته باشد، احتمال ارتباط او با مطالعه بیشتر میشود. همه دانشآموزان یک علاقه ندارند؛ یکی داستان دوست دارد، دیگری شعر، یکی شیفته کتابهای علمی است و دیگری به زندگینامهها علاقه نشان میدهد.
وظیفه معلم این نیست که همه را به خواندن یک کتاب وادار کند؛ بلکه میتواند مسیرهای مختلف رسیدن به کتاب را پیش روی آنها قرار دهد. از سوی دیگر، استمرار اهمیت زیادی دارد. مطالعه روزانه حتی اگر کوتاه باشد، میتواند به مرور به یک عادت تبدیل شود.
مدرسه میتواند با برنامههایی مانند «زنگ مطالعه»، «معرفی کتاب»، «کتاب هفته»، نشستهای گفتوگو درباره کتاب و دیدار با نویسندگان و شاعران، فضای مدرسه را با کتاب پیوند دهد.
کتابی که گفتوگو میسازد
کتاب زمانی تأثیر بیشتری بر ذهن دانشآموز میگذارد که پس از خواندن، درباره آن حرف بزند. معلم میتواند به جای پرسیدن تنها درباره خلاصه داستان، از دانشآموز بپرسد: «اگر جای شخصیت اصلی بودی چه میکردی؟» یا «کدام بخش داستان را بیشتر دوست داشتی؟»
این پرسشها، دانشآموز را از یک خواننده منفعل به خوانندهای پرسشگر تبدیل میکند؛ خوانندهای که درباره آنچه میخواند فکر میکند، نظر میدهد و با دیگران به اشتراک میگذارد.
معلم؛ سفیر کتاب در مدرسه
ترویج کتابخوانی، یک برنامه کوتاهمدت نیست. برای ساختن نسلی کتابخوان، باید از کودکی فرصت تجربه کردن، انتخاب کردن و لذت بردن از کتاب را فراهم کرد.
در این مسیر، معلم میتواند سفیر کتاب در مدرسه باشد؛ کسی که میان دانشآموز و جهان گسترده کتابها پل میزند.
شاید سالها بعد، دانشآموزی کتابی را از قفسهای بردارد و با خواندن نخستین صفحه، به یاد معلمی بیفتد که روزی در کلاس گفته بود: «این کتاب را بخوان؛ فکر میکنم دوستش داشته باشی.»
آنوقت میتوان گفت یک معلم، فقط یک درس را آموزش نداده است؛ او عادتِ خواندن را به یک زندگی هدیه کرده است.
- نویسنده : مرتضی حاتمی
- منبع خبر : وادهنگ کورد





















































