مردی که قبل از یوتیوب و اسپاتیفای، صدایش از بوکان تا دمشق و استانبول رسید
مردی که قبل از یوتیوب و اسپاتیفای، صدایش از بوکان تا دمشق و استانبول رسید
واده‌نگ کورد - قبل از اینکه اینترنت، یوتیوب و اسپاتیفای وجود داشته باشد، مردی از بوکان توانست صدایش را به خانه‌های میلیون‌ها کرد در ایران، عراق، ترکیه و سوریه برساند.

حسن زیرک فقط یک خواننده نبود؛ او در روزگاری بدون اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، مناطق کردنشین ایران را به یکی از مهم‌ترین مراکز و مراجع موسیقی کردی در جهان تبدیل کرد.

این روزها اگر ترانه‌ای در اینستاگرام ترند شود، ظرف چند ساعت از سنندج به سلیمانیه، از تهران به برلین و از دیاربکر به استکهلم می‌رسد. چندی پیش نیز قطعه‌ای تولیدشده با هوش مصنوعی با عنوان «کورمانجی هه‌ره گوله» میلیون‌ها بار دیده شد و درباره آن بحث کردند.

اما چند دهه پیش، زمانی که نه اینترنتی وجود داشت، نه ماهواره‌ای و نه صنعت موسیقی مدرن کردی، صدایی از بوکان برخاست که توانست همین کار را انجام دهد.

نامش حسن زیرک بود.

امروز اگر از نوجوانی در مهاباد، کرمانشاه یا سنندج درباره ستاره‌های موسیقی جهان بپرسید، شاید نام‌هایی از کی‌پاپ، رپ یا خوانندگان غربی را بشنوید. اما پیش از همه اینها، میلیون‌ها نفر در جغرافیای کردی با صدایی زندگی می‌کردند که نه الگوریتمی پشت آن بود و نه تبلیغات گسترده‌ای.

صدایی که تنها سرمایه‌اش مردم بودند.

شاید برای درک محبوبیت حسن زیرک، هیچ چیز به اندازه یک خاطره محلی گویا نباشد.

در سال‌هایی که هنوز پوسترهای رنگی خوانندگان در دسترس نبود و بازار محصولات فرهنگی به شکل امروز وجود نداشت، برخی از دوستداران حسن زیرک در ایلام، تصویر او را به هنرمندان کوبلن‌باف می‌سپردند تا چهره‌اش را با نخ و سوزن روی پارچه نقش بزنند.

ماه‌ها زمان صرف می‌شد تا صورت خواننده محبوبشان با هزاران گره رنگی شکل بگیرد و بعد قاب شود و بر دیوار خانه بنشیند.

محبوبیت حسن زیرک فقط شنیده نمی‌شد.

بافته می‌شد.

حسن زیرک در بوکان متولد شد؛ شهری که بعدها نامش با یکی از مهم‌ترین صداهای موسیقی کردی گره خورد.

او نه در عصر استودیوهای مجهز زندگی می‌کرد و نه در زمانه‌ای که موسیقی بتواند از مسیر شبکه‌های جهانی منتشر شود. اما صدایش راه خود را پیدا کرد.

از نوارهای دست‌به‌دست شده.

از رادیوها.

از قهوه‌خانه‌ها.

از ماشین‌های بین‌شهری.

و از حافظه مردم.

در روزگاری که مرزها سخت‌تر از امروز بودند، صدای او از آنها عبور می‌کرد.

به همین دلیل بود که در ایران، عراق، ترکیه و سوریه شنیده می‌شد و برای بسیاری از کردها به بخشی از خاطرات شخصی و خانوادگی تبدیل شد.

اگر امروز شبکه‌های اجتماعی کارخانه تولید ستاره هستند، در دهه‌های گذشته رادیو چنین نقشی داشت.

در میان آنها، رادیو کرمانشاه جایگاهی ویژه داشت؛ رسانه‌ای که بعدها با نام‌هایی چون مظهر خالقی نیز پیوند خورد و به یکی از مهم‌ترین مراکز تولید و انتشار موسیقی کردی بدل شد.

از دل همین فضا بود که بخشی از حافظه موسیقایی کردها شکل گرفت.

حافظه‌ای که تنها متعلق به یک شهر یا یک استان نبود.

از بوکان و مهاباد تا سنندج و کرمانشاه امتداد داشت.

یکی از سوءبرداشت‌های رایج درباره موسیقی کردی این است که گویی مرکز ثقل آن همواره در جایی خارج از ایران قرار داشته است.

اما تاریخ موسیقی روایت دیگری دارد.

کافی است نام‌های بزرگ این حوزه را کنار هم قرار دهیم:

محمد ماملی.

حسن زیرک.

مظهر خالقی.

شهرام ناظری.

کیهان کلهر.

علی‌اکبر مرادی.

و ده‌ها هنرمند دیگر.

بخش بزرگی از آنچه امروز به عنوان موسیقی کلاسیک و ماندگار کردی شناخته می‌شود، در شهرهای ایران شکل گرفته، ضبط شده و به حافظه جمعی مردم راه یافته است.

در این میان، حسن زیرک یکی از ستون‌های اصلی این بناست.

اما او تنها یک صدای خوش نبود.

درخشش او حاصل هم‌نشینی با نسلی از موسیقیدانان برجسته نیز بود.

از جمله مجتبی میرزاده؛ نابغه کرمانشاهی موسیقی ایران که در نوازندگی، آهنگسازی و تنظیم آثاری ماندگار خلق کرد و مرز میان موسیقی محلی و ملی را درنوردید.

حضور چنین چهره‌هایی نشان می‌دهد که موسیقی کردی صرفاً حاصل استعداد فردی چند خواننده نبود؛ بلکه نتیجه شکل‌گیری یک زیست‌بوم فرهنگی و هنری در غرب ایران بود.

امروز آرامگاه حسن زیرک در بوکان قرار دارد.

اما صدای او همچنان در سفر است.

از بلندگوی یک مغازه قدیمی در مهاباد.

از ضبط یک خودرو در جاده‌های زاگرس.

از تلفن همراه جوانی که شاید برای نخستین بار یکی از ترانه‌هایش را شنیده باشد.

یا از خاطرات پیرمردی که هنوز نوارهای قدیمی را نگه داشته است.

شاید راز ماندگاری حسن زیرک همین باشد.

اینکه او از یک خواننده فراتر رفت.

او به بخشی از حافظه مشترک مردم تبدیل شد.

حافظه‌ای که پیش از اینترنت شکل گرفت، اما هنوز در عصر اینترنت زنده است.

  • نویسنده : واده‌نگ کورد