عبدالجبار کاکایی گفت: ایلام به جهت امتداد در طول جغرافیایی و همسایگی با استانهای کرمانشاه، لرستان و خوزستان، واقع شدن در مرز و قرارگرفتن در معرض تقسیمات مرزی و داشتن طوایف و ایلات پراکنده در دو سوی مرز جغرافیایی و نیز وجود گونههای متنوع گویش کردی، لری، لکی و عربی تا پیش از ظهور آثار ادبی به زبان فارسی معیار، پیشینۀ ادبی یکدست و منسجمی ندارد.
وی افزود: وجود شاهنامهها و منظومههای غنایی و مذهبی به زبانهای طوایف و ایلات و انبوه آثار شفاهی در بین اقوام کرد و لر، از ملکشاهی و خزل و بولی تا شوهان و تنوع زبانهای کردی کلهری و مهکی (محکی) و گویشهای رایج در بین عشایر، سبب ظهور شاعران محلی از میرنوروز تا غلامرضاخان ارکوازی و خلق گنجینههای نفیسی از شعر محلی شده است که متأسفانه جز معدودی از محققان محلی، در مورد این آثار تحقیقی جدی انجام ندادهاند.
خالق مثنوی «قلاقیران» تاکید کرد: بررسی جامعهشناسانۀ این آثار بومی، راهگشاترین شیوه برای ارائۀ مستندات تاریخی زندگی ایلات پشتکوه است که این امر به طبع، نیاز به مطالعه و گردآوری مستندات همهجانبه و دقیق دارد.
کاکایی در خصوص شعر فارسی ایلام نیز گفت: به نظر میرسد که استان کرمانشاه در مجاورت ایلام، شعر فارسی سامانیافتهتری دارد. کوششهای رشید یاسمی، بهزاد کرمانشاهی، کیوان سمیعی و… – بهویژه در دوران تجدد – زمینۀ رواج شعر فارسی را در کرمانشاه فراهم کرد.
وی افزود: در ایلام نیز مهاجران کرمانشاهی، خانوادههای سرشناس و رجال تحصیلکردۀ عهد والیان پشتکوه از نخستین کسانی بودند که شعر فارسی را در قالبهای غزل، قصیده و مثنوی گسترش دادند؛ با این حال، تمام این تلاشها در ایجاد یک نهضت ادبی تمامعیار ناکام بود و گویندگان سرآمد فارسیزبان در بهترین حالت، مقلدان دورۀ بازگشت ادبی محسوب میشدند.
صاحب کتاب «لاو هات» خاطرنشان کرد: ادبیات امروز ایلام در گسترش زبان فارسی و تنوع قالبها و حتی نوآوری در فرم و قالب گویشهای محلی، جهش قابل توجهی داشته است و انبوه گویندگان از شهرهای مختلف در دو حوزۀ غزل و شعر آزاد، تنوع اقلیمی را دچار استحاله کردهاند و زبان و بیان یکدست فارسی، نظم و سرعت و جهتی رو به تعالی به شعر این منطقه داده است.
کاکایی گفت: امروزه اغلب شاعران ایلام در عین تکلم به زبانهای محلی رایج، احساس و اندیشۀ خود را به زبان فارسی معیار بیان مینمایند و دورهای شکوفا از ادبیات فارسی را در این اقلیم متنوع با اقوام گوناگون پایهگذاری میکنند.
بخشی از مثوی قلاقیران اثر طبع عبدالجبار کاکایی:
مادرم می گفت با سوزی غریب
روز و شب در گوش این غربت نصیب:
«کەم ده باخ و بەرگ ئی شارەیله بۊش
لەیو ئاو تکتکه مشکی بنیش
بێپەناهی ریشگ ئایم کنێ
داخ دۊیری پشت مانشت ئشکنێ
اینک ای گل های خارستان و دود
لاله های رُسته بر چشمه کبود
اینک ای مظلوم بی سامان ایل
ای زن پیوسته در حال رحیل
ای پلنگ آیین چشم آهو سلام!
لاله دامان دالاهو سلام!
ای ستون این دل ویران شده
سر بر آورده، قلاقیران شده
دست پیش آرید تا با هم شویم
با تمام کوه ها محرم شویم
بس که ما را شهر عادت می دهد
خانه هامان بوی غربت می دهد


















































