پژواک‌هایی از ارتفاعات / نگاهی اجمالی به تصویر کردها در آثار فریا استارک
پژواک‌هایی از ارتفاعات / نگاهی اجمالی به تصویر کردها در آثار فریا استارک
واده‌نگ کورد - آثاری مشابه سفرنامه فریا استارک، اگر با دقت و نقد خوانده شود، نه پایان روایت، بلکه نقطه‌ی آغاز است-داربستی که بر آن می‌توان داستان واقعی کردها را بازسازی کرد.

فریا استارک (۱۸۹۳-۱۹۹۳) از جسورترین و فصیح‌ترین سفرنامه‌نویسان قرن بیستم بود. او که در پاریس از والدینی بریتانیایی و ایتالیایی متولد شده بود، به زبان‌های فارسی و عربی تسلط داشت و به‌تنهایی به مناطقی از خاورمیانه سفر کرد که در آن زمان عمدتاً برای زنان غربی غیرقابل دسترس بودند. نوشته‌های او-ترکیبی از خاطره‌نگاری و قوم‌نگاری- به مخاطبان اروپایی نگاهی نادر به زندگی قبیله‌ای، سیاست‌های مناطق مرزی و بافت‌های صمیمی فرهنگ‌هایی ارائه می‌داد که اغلب توسط روایت‌های استعماری نادیده گرفته یا تحریف می‌شدند.

میراث استارک پیچیده است: او هم وقایع‌نگار ظرافت‌های فرهنگی بود و هم خود بخشی از روایت امپراتوری استعمارگر بریتانیا و نگاه امپریالیستی آن است. با این حال، نثر او همچنان در میان دقیق‌ترین سوابق انگلیسی‌زبان از زندگی در غرب ایران، از جمله مناطقی که لرستان و ایلام و کردستان را تشکیل می‌دهند، باقی مانده است.
از جمله تأثیرگذارترین آثار او می‌توان به کتاب سفرنامه‌ای «دره‌های قاتلان» (۱۹۳۴) اشاره کرد؛ سفرنامه‌ای که عبور او از لرستان و ارتفاعات زاگرس را مستند می‌کند. این سرزمین‌ها، سرشار از میراث کردی و لری است-منطقه‌ای که هویت آن مدت‌هاست در گفتمان ملی و بین‌المللی به حاشیه رانده شده است. روایت استارک مطالعه‌ای سیستماتیک نیست، بلکه آمیزه‌ای از برخوردها و مشاهدات است: او لباس زنان، آداب و فضای خانه‌های قبیله‌ای، ریتم مهمان‌نوازی و قوانین نانوشته‌ای را که بر جوامع کردی ساکن در کوهستان‌ها حاکم بود، ثبت می‌کند. نوشته‌های او زنده، اغلب شاعرانه و گاهی هم متکبرانه‌اند. دقیقاً همین تضاد بین بینش و تحریف است که اثر او را به نقطه شروعی ارزشمند برای احیای فرهنگی تبدیل می‌کند.

این مقاله چهار گزیده منتخب از «دره‌های قاتلان» فریا استارک را ارائه می‌دهد که هرکدام به دلیل طنین موضوعی‌شان با سنت‌های زنده مناطق کردنشین و لرنشین انتخاب شده‌اند. گزیده نخست به بررسی پویایی جنسیتی مهمان‌نوازی می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه فضا و صمیمیت در سراسر خانه مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. گزیده دوم بر لباس و تزئینات تمرکز دارد و دستور زبان بصری هویتی را ارائه می‌دهد که در نقوش گلونی و میراث نساجی کردها طنین‌انداز است. گزیده سوم به استقلال قبیله‌ای و سنت حقوقی می‌پردازد و چارچوب‌های شفاهی را که نظم مدنی را در غیاب مداخله دولت حفظ می‌کردند، برجسته می‌سازد. گزیده چهارم به زبان و ترجمه می‌پردازد و تعامل میان فارسی و کردی را هم به‌عنوان مانع و هم به‌عنوان پل به تصویر می‌کشد.

هر بخش با یک پاورقی انتقادی همراه است که مشاهدات استارک را از دریچه‌ای مدنی و فرهنگی بازتفسیر می‌کند. این حاشیه‌نویسی‌ها صرفاً نگاه او را اصلاح نمی‌کنند-بلکه آن را فعال می‌سازند و سفرنامه‌اش را به بایگانی‌ای گفتگومحور بدل می‌کنند که در آن گذشته و حال، بیگانه و خودی، متن و زمین به هم می‌رسند. با انجام این کار، ما آغاز به بازیابی روایتی از مناطق کردی بر اساس متون دست اول می‌کنیم و جایگاه این مناطق را به‌عنوان مقصدی از معنا، خاطره و مقاومت تثبیت می‌نماییم.

گزیده ۱: مهمان‌نوازی و فضای جنسیتی
«آن زن مرا کنار خود نشاند، کلاهم را امتحان کرد و تا جایی که می‌توانست لباس‌هایم را بررسی کرد، مرا در آغوش گرفت، به من گفت که مثل خواهرش هستم و اجازه داد نوزادش را در آغوش بگیرم. در همین حال، پسرعموها، عموها، برادران و برادرشوهرها در یک نیم‌دایره در طرف مقابل اجاق نشسته بودند و منتظر بودند تا این راحتی‌های زنانه تمام شود.»
پاورقی ۱: این لحظه، صمیمیت قابل لمس مهمان‌نوازی قبیله‌ای کردها را آشکار می‌سازد؛ جایی که خویشاوندی از طریق اشاره و نزدیکی برقرار می‌شود. توصیف استارک از صف بندی زن و مرد و آداب جنسیتی-زنان آغازگر ارتباط هستند و مردان در سکوت نظاره‌گر-بینشی در مورد کدهای اجتماعی ارائه می‌دهد که در جوامع روستایی مناطق کردنشین همچنان مطرح‌اند. با این حال، قاب‌بندی او این مواجهه را عجیب‌وغریب جلوه می‌دهد و بر نیاز به تفسیر مجدد محلی تأکید می‌ورزد.

گزیده ۲: لباس و هویت
«زنان شلوارهایی از جنس نخ راه‌راه قرمز و سبز می‌پوشیدند، پیراهنی بلند بر تن داشتند و چادری سیاه از سرشان به عقب انداخته بودند. موهایشان بافته شده و از پشت آویزان بود و زیورآلات و مهره‌های نقره‌ای به خود می‌بستند.»
پاورقی ۲: در اینجا، استارک دستور زبان بصری هویت (رنگ، بافت و آرایش) را به‌عنوان نشانگرهای وابستگی قبیله‌ای و غرور زیبایی‌شناختی مستند می‌سازد. شلوارهای راه‌راه و مهره‌های نقره‌ای، نقوشی را تداعی می‌کنند که هنوز در سنت‌های پوشش این مناطق و سربندهایشان وجود دارند. در حالی که لحن استارک مشاهده‌گرانه است، فقدان زمینه فرهنگی او اصلاحیه‌ای را می‌طلبد: این لباس‌ها صرفاً چیزهای عجیب‌وغریب نیستند، بلکه بیانگر تبار و مقاومت در برابر خالص سازی هستند.

گزیده ۳: خودمختاری قبیله‌ای و فاصله سیاسی
«آنها نه عشقی به دولت داشتند و نه ترسی از آن. کوه‌ها پناهگاه آنها بودند و طبق قوانین خودشان زندگی می‌کردند، قوانینی که نوشته نشده بودند اما برای همه شناخته شده بودند.»
پاورقی ۳: این متن، اصول حاکمیت قبیله‌ای را به تصویر می‌کشد-نظمی با قانونی نانوشته که ریشه در سنت شفاهی و انزوای جغرافیایی دارد. به رسمیت شناختن این خودمختاری توسط استارک در تضاد با روایت‌های استعماری است که اغلب چنین جوامعی را بی‌قانون نشان می‌دهند. برای استراتژیست‌های مدنی کُرد، این یک یادآوری است: حکومت محلی باید با نهادهای قانونی بومی تعامل داشته باشد.

گزیده ۴: زبان و ترجمه فرهنگی
«من فارسی صحبت می‌کردم که آنها آن را می‌فهمیدند، اما زبان خودشان کردی بود و به لهجه فارسی من می‌خندیدند و سعی می‌کردند کلمات را به من یاد بدهند.»
پاورقی ۴: زبان در اینجا هم به یک مانع و هم به یک پل تبدیل می‌شود. تلاش استارک برای صحبت کردن به فارسی-که با خنده و تصحیح مواجه می‌شود-تکثر زبانی منطقه را برجسته می‌سازد. کردی، به‌عنوان زبان غالب، نه‌تنها وسیله‌ای برای ارتباط، بلکه نشانگری از هویت است. این لحظه ما را به تأمل در مورد چگونگی تأثیر ترجمه، چه به‌صورت تحت‌اللفظی و چه فرهنگی، بر نگاه فرد خارجی دعوت می‌کند و در عین حال نشان می‌دهد که زبان فارسی از دیرباز در بین اقوام ایرانی رواج داشته است.

نتیجه‌گیری: بازپس‌گیری بایگانی، بازیابی صدا
کتاب «دره‌های قاتلان» اثر فریا استارک، روایتی قطعی از زندگی کردها نیست؛ بلکه نگاهی ناقص و اغلب تحریف‌شده است که در بستر امپراتوری زمانه‌اش شکل گرفته. با این‌حال، در میان سطرهای آن، تکه‌هایی از حقیقت نهفته‌اند: لحظات ملموس مهمان‌نوازی، توصیف‌های دقیق از پوشش و زیورآلات، تأملاتی درباره قانون قبیله‌ای، و تعامل موسیقایی زبان‌ها. این نگاه‌های اجمالی، اگر با نگاهی انتقادی بازخوانی شوند، چیزی فراتر از یادداشت‌های سفر خواهند بود-آنها به بایگانی‌هایی مورد مناقشه بدل می‌شوند که از خلالشان می‌توان میراث زنده مناطق کردنشین را دوباره فعال کرد.

چهار گزیده‌ی انتخاب‌شده در این مقاله نه به دلیل جامعیت‌شان، بلکه به‌سبب طنین فرهنگی‌شان برگزیده شده‌اند. هرکدام به یکی از تارهای بافت کردها اشاره می‌کنند: اخلاق میزبانی، نمادگرایی پوشش، حاکمیت قانون شفاهی، و افتخار تکثر زبانی. این متون، همراه با حاشیه‌نویسی‌های انتقادی، نشان می‌دهند که چگونه حتی متون دوران استعمار را می‌توان به ابزاری برای روشن‌سازی پیچیدگی و عزت هویت کردی بدل کرد. در زمانی که روایت‌های غالب در پی همگن‌سازی تفاوت‌ها هستند-چه از مسیر یکسان‌سازی ملی، چه از طریق سیاست‌های فرهنگی و هویتی-بازخوانی منابع تاریخی دست اول به کنشی مقاوم بدل می‌شود. این بازخوانی به ما امکان می‌دهد تا از فیلترهای ایدئولوژیک عبور کنیم و صداها، بافت‌ها و قوانینی را که جوامع ما را پیش از آن‌که توسط دیگران نام‌گذاری شوند، شکل داده‌اند، دوباره کشف کنیم.

آثاری مشابه سفرنامه فریا استارک، اگر با دقت و نقد خوانده شود، نه پایان روایت، بلکه نقطه‌ی آغاز است-داربستی که بر آن می‌توان داستان واقعی کردها را بازسازی کرد. این صرفاً تمرینی آکادمیک نیست؛ بلکه اقدامی مدنی است. باید بایگانی را بازیابی کنیم، نگاه را از نو شکل دهیم، و تکثر تاریخ کرد را دوباره تأیید کنیم-نه به‌عنوان حاشیه‌ای بر امپراتوری های استعمارگر، بلکه به‌مثابه روایتی زنده و پویا از خوداتکایی، زیبایی و تعلق.

  • نویسنده : یاسر بابایی