واژه ژینوساید Genocide از دو کلمه تشکیل شده است؛ یکی کلمه یونانی Genos به معنی نژاد و دیگری کلمه لاتین Caeders به معنی کشتن و از میان بردن. البته ژینوساید تنها به معنای نابودی فیزیکی یک جمعیت ملی، نژادی یا مذهبی نیست بلکه دارای ابعاد دیگری نیز هست؛ نظیر ژینوساید بیولوژیک (مانند ممانعت از رشد جمعیت گروههای هدف)، ژینوساید فرهنگی-ملی (مانند ممنوعیت سخن گفتن به زبان مادری و تخریب اماکن تاریخی و سایر میراث فرهنگی یک گروه هدف) و ژینوساید اقتصادی (مانند ویران کردن شهرها و آبادیها و غارت اموال).
در سال ۱۹۴۸ پیماننامه منع کشتار جمعی در سازمان ملل متحد به تصویب رسید که طی آن هر گونه عاملیت، طراحی، تحریک آشکار و پنهان، تلاش برای ارتکاب و همچنین، مشارکت آشکار و پنهان در ژینوساید، شامل موارد ارتکابی این جنایت هولناک بوده و مستوجب پیگرد خواهد بود.
در بند دوم پیماننامه منع کشتار جمعی با اشاره به مقاصد ژینوساید آمده است: ژینوساید اقدامی برای نابودی بخش یا تمام یک جمعیت ملی، قومی، نژادی و یا مذهبی است… و هرگاه چنین هدفی در میان نباشد، حتی در صورت افزایش شمار قربانیان، شامل مسأله ژینوساید نخواهد بود و ژینوساید به خاطر «هدفی» که دنبال میکند از سایر جنایات جنگی متمایز میشود. تشخیص این که کدام کشتار جمعی ژینوساید و کدام یک چیزی غیر از آن است، از نقاط ضعف پیماننامه بوده که باعث سوءبرداشت و سوءاستفاده از آن شده است.
و چنین است که این پیماننامه و تمام بندهای آرمانخواهانه آن تا کنون در مقاطع مختلف تاریخ معاصر بازدارنده نبوده و در بسیاری از کشورهای جهان رعایت نشده و اغلب، محکومیت و سزادادنی هم در کار نبوده است که شاید بزرگترن نمونه آن ژینوساید قوم کُرد در کشور عراق باشد که علاوه بر حذف فیزیکی، تمام دیگر ابعاد ژینوساید را نیز در خود داشته است.
کشور تازه تأسیس عراق (۱۹۲۱) از بدو ایجادش، با وجود تفاوت دولتها و شیوه حکمرانی، در خصوص مواجهه با کُردها، هر کدام سیاست سرکوب و نابودی تدریجی کُردها را دنبال کردند که سهمگینترین آنها در دوران زمامداری حزب بعث و حکومت صدام حسین به وقوع پیوست. تهاجم وسیع سپاه مشترک عراق-بریتانیا به منطقه بارزان در سالهای ۱۹۳۳-۱۹۳۴ و ویران کردن ۷۹ روستا و تخریب و سوزاندن ۶۰ درصد منازل مسکونی و تهاجم عبدالکریم قاسم در تابستان سال ۱۹۶۱ و قتل عام ۳ هزار نفر، ویران کردن ۱۵۰ روستا و شهرک و آوارگی ۱۰۰ هزار نفر، از نمونههای قدیمیتر ژینوساید قوم کُرد در عراق است.
این سیاست با اتخاذ سیاست تعریب (عرب کردن کُردها) در سه مرحله و در سالهای ۱۹۶۳، ۱۹۷۵ و ۱۹۸۷ توسط رژیم عراق پیگیری و اجرا شد. طبق گزارش ویژه شماره ۲۳ سال ۱۹۸۹ جامعه بین الملل در لندن، تنها در فاصله سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ در مناطق کُردنشین عراق ۴۰ هزار خانه در ۷۰۰ روستا ویران، ۳۰۰ هزار نفر آواره و قریب به ۶۰ هزار نفر نیز کشته و زخمی شدهاند. طبق همین گزارش در سال ۱۹۸۸ و به دنبال بهکارگیری سلاح شیمیایی در عراق بر علیه کُردها، هزاران نفر کشته و صدها هزار تن به ترکیه و ایران پناه بردهاند.
به خاطر رعایت اختصار، در ذیل تنها به ذکر برخی جنایات مشمول ژینوساید در عراق بر علیه قوم کُرد اشاره میشود:
بیرون راندن حدود ۲۱۵ هزار نفر از کُردهای فیلی در خلال سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۰ و مصادره اموالشان؛
صدور فرمان کوچ اجباری ۳۰ هزار نفر از کُردهای گویان و اومریان ساکن در منطقه موصل به مرزهای ترکیه (در نهایت اجرا نشد)؛
بیرون راندن هزاران کارمند و کارگر کُرد به همراه خانواده از شهرهای کرکوک و خانقین؛
سوزاندن کتابهای اختصاص یافته به تاریخ قوم کُرد در سال ۱۹۷۶؛
نابودی ۱۲۲۲ روستا در نواحی دیاله، سلیمانیه، اربیل، کرکوک، دهوک و موصل تا سال ۱۹۷۹ و افزایش شمار رانده شدگان از سرزمین مادری به ۷۰۰ هزار نفر و ویران کردن روستاهای مرزی بین ایران و عراق؛
ویران کردن مجسمه کاوه آهنگر در سال ۱۹۸۵ در سلیمانیه و تخریب اثر تاریخی کاخ نقیب در سلیمانیه در سال ۱۹۸۸؛
اعدام با گلوله ۵ هزار نفر از مخالفان رژیم صدام، فراریان جنگ ایران و عراق و برخی از دانشجویان صلاح الدین اربیل در سال ۱۹۸۵ طی ۱۰ روز؛
۲ بار بمباران اردوگاه آوارگان کُرد در زیویه با بمبهای ناپالم و کشته شدن ۴۶ نفر و زخمی شدن ۲۴۴ تن که اکثرا زنان و کودکان و سالخوردگان بودند؛
تعطیلی دهها مدرسه مناطق کُردنشین عراق؛
اعدام ۳۰۰ نوجوان کُرد در زندانهای رژیم بعث با بازه سنی ۱۷ تا ۲۳ سال؛
بمباران شیمیایی حلبچه در سال ۱۹۸۸ و جان باختن ۵ هزار نفر و مجروح و آلوده شدن حدود ۱۰ هزار نفر؛
توزیع نان آلوده در اردوگاه آوارگان کُرد در ماردین و مسمومیت ۳ هزار نفر؛
و…
و مهمتر و دردناکتر از همه اتخاذ سیاست «انفال» در عراق از سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۸۷ که یک جنایت سیستماتیک برای نابودی قوم کُرد در عراق بود که تنها به یک مورد گزارش یک خبرنگار آلمانی اشاره می شود. او می نویسد: هنگامی که سوار بر هلی کوپتر عراقی بر روی مناطق کُردنشین در حال پرواز بودیم، روستاهای کُردنشین را میدیدم که خاک آنها سیاه شده است و در آتش سوختهاند. از مناطق کُردنشین واقع در امتداد مرزهای ایران و ترکیه، جز روستاهای ویران، زمینهای سوخته و مزارع خشک چیزی باقی نمانده بود. بیش از ۴ هزار روستا ویران و ساکنان آن آواره شده بودند… بر اساس برآوردهای اولیه تعداد جابجاشدگان سر به ۲ میلیون نفر میزند و شمار بیکاران کُرد به بالاترین حد ممکن رسیده است. علاوه بر این گزارش، طبق آمارهای کمیساری عالی پناهندگان، شمار آوارگان کُرد ساکن در اردوگاههای ایران بیش از ۳۸۰ هزار نفر گزارش شده است که این عدد به جز پناهبردگان به دیگر کشورهای جهان است. همچنین منابع اروپایی در سال ۱۹۸۸ شمار قربانیان کُرد در عراق را بیش از ۱۰۰ هزار نفر گزارش کردند.
این یادداشت یک یادآوری دردناک برای محکومیت ژینوساید و کشتار جمعی در جهان است و به نظر میرسد با کمرنگ شدن ملتگراییهای مبتنی بر تبارگرایی، جهان در حال حرکت به سمت سیاستهای مبتنی بر شناسایی و پذیرش جوامع چندفرهنگی است که در آینده به آن بیشتر خواهیم پرداخت.
- نویسنده : یاسر بابایی












































