نامه‌ای به فرهنگستان: زاگرس یعنی دایه
نامه‌ای به فرهنگستان: زاگرس یعنی دایه

زاگرس گهواره تمدن رشته کوههای زاگرس از شمال شرق ترکیه امروزی و از جوار کوه توروس و دریای مدیترانه تا کوههای هراز و تفتان در استان های کرمان و سیستان ایران کشیده شده است زاگرس به عنوان یکی از اولین زیستگاهای سکونت بشر اولیه بوده است غار دواشکفت در کرمانشان و غار کَلدَر در لرستان […]

زاگرس گهواره تمدن
رشته کوههای زاگرس از شمال شرق ترکیه امروزی و از جوار کوه توروس و دریای مدیترانه تا کوههای هراز و تفتان در استان های کرمان و سیستان ایران کشیده شده است زاگرس به عنوان یکی از اولین زیستگاهای سکونت بشر اولیه بوده است غار دواشکفت در کرمانشان و غار کَلدَر در لرستان و غار شانیدَر در استان هولیر کردستان عراق از اولین زیستگاههای انسان هوشمند هستند که تا کنون دررشته کوههای زاگرس کشف شده است (پسوند دَر درانتهای کلدر و شانیدر احتمالا به معنی درب ورودی غار است) هم اکنون در محافل علمی و آکادمیک ایران ازاستان کرمانشان به عنوان گهواره تمدن یاد میشود. در گذشته استانهای کردستان و همدان و لرستان و ایلام و کرمانشان یک استان بزرگ به اسم کرمانشاهان بوده که در تقسیمات کشوری به ۵ استان تقسیم شده اگر زاگرس را یک مادر یا دایه فرض کنیم گهواره آن استان کرمانشان است.


اقوام زاگرس نشین
در زاگرس اقوام زیادی زندگی می کنند از جمله لُرها ، آذریها و کُردها . لُرها در استانهای لُرنشین جنوب و جنوب شرقی زاگرس و کُردها در استانهای کُردنشین مرکز و غرب و شمال غربی زاگرس و آذریها در شرق و شمال شرقی زاگرس و حتی ارمنیها در مناطق راس شمالی زاگرس را هم می توان جزئی از اقوام زاگرس به شمار آورد مناطق غربی زاگرس تا زمان جنگهای صفویه جزئی از ایران بودند که به اشغال عثمانی درآمدند و پس از فروپاشی عثمانی در قرن بیستم بین سه کشور ترکیه امروزی و سوریه امروزی و عراق امروزی تقسیم شدند.
زبان زاگرس نشینان
مردمان زاگرس به زبانهای آریایی یا هندواروپایی شاخه ایرانی تکلم می کنند که به چهار حوزه گویشی-زبانی خیلی مشابه : لُران و گوُران و سوُران و کُرمانج
تقسیم میشوند کُرمانجها در شمال شرقی زاگرس و سُرانها در شمال و گُرانها در زاگرس مرکزی و لُران در جنوب و جنوب شرق زاگرس ساکن می باشند شهر سور در گذشته با پسوند /ان/ به شکل امروزی شهر سوُران به شاخه ای از گویشوران زاگرس شمالی اطلاق می شود. «گَور یا گاور» یا به فارسی گَبر به بزرگان زرتشتی در دوره حکومت ساسانی گفته شده که الان همراه پسوند /ان/ به شکل گوران به شاخه ای از گویشوران زاگرس مرکزی اطلاق می شود. چون لُرها هم دارای جمعیت بسیار زیادی هستند به نحوی که دومین جمعیت بزرگ زاگرس بعد از کُرمانجها تشکیل می دهندد و همچنین دارای گویشهای متعدد و پر جمعیتی می باشند به همین دلیل می توان مشابه سوُران و گوُران آنها را لُران نامید.


نقش گُورانها در مرکزیت چهار حکومت فراگیر ایرانی در زاگرس مرکزی
ساکنان زاگرس مرکزی که به گُوران مشهور هستند قدیمی ترین متون آیینی و ادبی و عرفانی در میان چهار بخش یادشده دارند. شهرهای زاگرس مرکزی از زمان ماد تا کنون عبارتند از : دماوند در استان تهران تا نهاوند در استان همدان تا بیجار در استان کردستان و استان کرماشان و استان لرستان و استان ایلام تا استان دیاله در عراق و شهرهای عراق مثل خانقین و گولاله و مندلی زرباطیه و جسان و کوت تا نزدیک استان بغداد و….
مردمان زاگرس مرکزی توانسته اند تا کنون هسته و مرکز چهار حکومت فراگیر و گسترده ماد و ساسانی قبل از اسلام و ایوبیان و زندیه بعد از اسلام باشند. دیاکو پادشاه دادگستر و بنیانگزار حکومت ماد اهل شهر همدان امروزی در زاگرس مرکزی بوده است. شهرهای خرم آباد و کرمانشان و قصرشیرین تا بغداد از مراکز عمده و مهم حکومت ساسانی بوده اند. قلعه فلک افلاک خرم آباد و طاق بستان کرمانشان و طاق کسری تیسفون نزدیک بغداد از آثار حکومت فراگیر ساسانی بوده اند .
بعد از اسلام صلاح الدین ایوبی اهل دیاله در زاگرس مرکزی حکومت فراگیر و گسترده ایوبیان را بنا نهاد. و کریم خان زند از طایفه زند از لکها همانند دیاکوی ماد حکومت فراگیر و گستره زندیه را در کل ایران تاسیس کرد. این در حالی است که سه شاخه دیگر زاگرس تاکنون حکومت فراگیر و گسترده ای را بنیاد ننهادند.
گورانها را می توان به دوقسمت گورانی کهن و گورانی نو تقسیم کرد لکی و هورامی و زازاکی و شَبَک به همان گورانی کهن که دارای مکتوبات ادبی و عرفانی هست با اندکی تغییرات صحبت می کنند و گورانی نو مقداری با شاخه کُرمانجی در آمیخته شده و گویشهای گروسی و پاله(فیلی) و سنجابی و باجلانی زنگنه و کلهری و کولیایی و … بدان تکلم می کنند.
معیشت و زندگی زاگرس نشینان
به گفته محققان برای اولین بار در تاریخ باستان گوسفند و بز در زاگرس اهلی شده اند و این سبک زندگی در نحوه دوختن پوشش بدن و چادر سکونت و جاجیم و گلیم و فرش و… آنها تاثیر گذاشته است. کلاه نمدی و فرجی نمدی و کفش کلاش و لباس وسیاه چادر و جاجیم و گلیم و فرش زاگرس‌نشینان کاملا از پشم و موی گوسفند و بز تهیه می شود این در حالی است که عشایر جهان در هر منطقه ای از مصالح آن منطقه خیمه برپار کردند مثلا اعراب از نخل خرما برای ساخت خیمه استفاده می کنند ترکمن ها و ترکها از حصیرهیا مخصوص استفاده می کنند یا اسکیموها از یخ و برف منزل و خیمه ایجاد می کنند.
همچنین در میان مردمان زاگرس مواد لبنی که از شیر تهیه می شود تقریبا مشابه یکدیگر است . گله گوسفندان و بزهای مردمان زاگرس از حدود ۱۵ هزار سال پیش اهلی و در زاگرس چریده اند و معیشت و اقتصاد ساکنان آن را تامین کردند. و خوراکها و وسایل خوراکپزی و دیگها و هاون های و کاسه و ملاقه و… کاملا مشابهی و مختص به خودشان دارند. برای مثل خوراک ترخینه یک غذای منحصر بفرد در تمام زاگرس با یک نام واحد است.


خویشاوندی سایر اقوام فلات ایران با زاگرس نشینان
سایر اقوام فلات ایران آذری و بلوچ و تالشی و تبری و گیلکی و پشتو و تاجیک و … از نظر نژادی و آیینی و فرهنگی و هنری و آیین نوروز و آداب و رسوم و رقص و موسیقی و زبانی و غیره…. کاملا وجه اشتراک با زاگرس نشینان دارند و همیشه مورد استقبال و تایید این اقوام قرار گرفتند و هیچگاه مورد تهاجم و حمله اقوام خویشاوند شرقی خود قرار نگرفتند و در طول تاریخ با صلح و آشتی با هم زیستند.
در این میان با قوم آذری بیشترین وجه اشتراک را دارند تنها آذریها زبانشان بعدا به ترکی تغییر یافته است و همراه هم اولین حکومت فراگیر ایران در دوره مادها را برپا کردند و کلیه اقوام فلات ایران با جان و دل با حکومت متحد شدند (هرچند قبل از آن حکومت های غیرفراگیر و محلی و پراکنده در ایران بوده اند.)
این در حالی است که زاگرس نشینان با همسایگان غربی خود یونان و روم و آناتولی و اعراب چنین اشتراکاتی ندارند و در طول تاریخ دائما مورد تهاجم از سمت غرب و حمله یونانیها و رومیها و آشوریها و اعراب و آناتولی بودند . و دائما شاهد انکار زبان و فرهنگ و آیین نوروز و موسیقی و رقص و آواز و لباس از سوی آنها بودند و در مقابلشان سرسختانه مقاومت کردند و جنگیدند.


اشتراکات زاگرس نشینان
زاگرس نشینان در فرهنگ عامه(فولکلور) و زبان و آیین نوروز و معیشت و زندگی چادرنشینی و خوراکها و موسیقی و رقص و لباس و ازدواج و … همه چیز تا زمان ماد و ساسانی کاملا یکی بودند بعد از دوران ساسانی تنها در زبان مقداری تفاوت به وجود آمده و به چهار حوزه گویشی-زبانی تقسیم شده اند . که تفاوت بیشتر مربوط به صرف و نحو می باشد ولی کلمات هر چهار شاخه یادشده در بالا یکی بوده تلفظ ها متفاوت می باشد که در ادامه به صورت جزئی چند نمونه بررسی می کنیم از اسامی خانه و خانواده شروع میکینم که معمولا در زبانها کمترین تغییرات را دارند در زبانهای هندواروپایی برای مادر اسامی زیر
مادر(فارسی) و مور(پشتو) و مات(بلوچی) و مار(تبری) و مایر(ارمنی) و ماتا(سانسکریت) و ماتِر(لاتین) میتِرا(یونانی) و مات(روسی) و مادرهِ(ایتالیایی) و مِر(فرانسوی) و موتر(آلمانی) و ماذر(انگلیسی) …
Mata , Mater , Mitera , Mat , Madre , Mère , Mutter , Mother
به کار می رود که با مادر در زبان فارسی همریشه هستند در زبانهای سامی
آما (سومری)، یِما(آشوری) ، اُمو(آکدی)، اُم(عربی) ، عبری(ایما)
این در حالی است کلیه زاگرس نشینان واژه منحصر به فرد «دا یا دایه» می گویند و از این حیث از همسایه های خود متمایز هستند. تنها با واژه «دِدا» در زبان گُرجی همریشه هستند.
در شهر زاگرس نشین سلیمانیه کردستان عراق ابتکار عمل به دست گرفتن و به جای کلمه عربی روضه الاطفال(کودکستان) از کلمه زاگرسی «داینگا» بکار مبیبرند به معنی مکان شبیه مادران کودک از آنها مراقبت می کنند. همچنین به بجای کلمه خاتون ترکی از کلمه «داده» که از مشتقات «دایه و دادا» زاگرس است برای نامیدن خانها استفاده می کنند.
در لُرانی حرف واو در تلفظات با صدای /وw/ در کُرمانجی به صوت /ڤv/ تلفظ می شود مثلا
لُرانی : ئاو ، ئێواره ، شەو ، کەور، ئاوا ، کونه
کُرمانجی : ئاڤ ، ئێڤاره ، شەڤ ، کەڤِر ، ئاڤا ، کەڤنه
فارسی : آب ، عصر ، شب ، صخره ، آباد ، کُهنه
به همین دلیل واژه پدر در لُرانی «باوه یا بوه» در کُرمانجی «باڤه» تلفظ می شود یعنی «دایه و باوه» در لُرانی در کُرمانجی «دایه و باڤه» تلفظ می شوند. برای مثال در ضرب المثل مشهور لُرانی «حساو حساو و کاکا برار» کلمات برار و کاکو به صورت برا و که‌کو در کُرمانجی تلفظ می شوند. در زبان فارسی از اسامی پدر و مادر و برادر و خواهر و… برای اعضای خانواده و برای صدا زدن و اشاره به اعضای خانواده از بابا و مامان و داداش و آبجی و… استفاده می شود در زاگرس برای اشاره به اعضای خانواده مثل بابا(بابا) و دادا(مامان) و کاکا(داداش) هم در کل زاگرس به یک معنی رایج هستند که احتمالا به شیوه یکسان اشتقاق شده اند :
بااضافه شدن هجای اول «دایه» به خودش : دا+دا = دادا
بااضافه شدن هجای اول «باوه» به خودش : با+با = بابا
بااضافه شدن هجای اول «کاک» به خودش : کا+کا = کاکا
هرچند زاگرس این چهار شاخه گویشی-زبانی از هم مقداری فاصله گرفتن ولی همچنان نزدیکترین گویش ها نسبت به همدیگر در مقایسه با گویش ها و زبانهای اطرافشان هستند.
نفوذ بیگانگان در زاگرس
نهادهای اطلاعاتی بیگانه خارج از منطقه مثل سیا و موساد و میت در شهر هولیر در کشور عراق نفوذ کرده و در حال فعالیت های برای آسمیلاسیون فرهنگی و سیاسی و پروژه غربیزاسیون زاگرس را دارند که در تضاد با فرهنگ تاریخی و باستانی مردمان زاگرس است. برای مثال سال نو را همانند غربیها در ابتدای زمستان جشن می گیرند در حالی آباء و اجداد زاگرسیان همیشه ابتدای بهار را به عنوان شروع سال جشن گرفتند مردمان زاگرس باید با اقوام خویشاوند خود آذری و بلوچ و تالشی و طبری و گیلکی و پشتو و تاجیک و … در ارتباط و تعامل باشند و از اقوام بیگانه فاصله بگیرند زیرا به گفته کُردهای کُرمانج «دژمنێ باڤ و کالا ، نابن دۆستێ لاوا» یعنی دشمن پدر و پدربزرگ ها به دوست جوان هایمان تبدیل نمی شوند.
رشته کوههای دایه بجای زاگرس
در یونانی برای کوههای غرب ترکیه آناتولی به معنی یونانی طلوع آفتاب و برای کوههای شرق ترکیه به پایین زاگرس به کار می برند چرا باید ما اسامی بیگانه یونان باستان بکار ببریم در حالی که ما ساکنان این سرزمین هستیم .
هرچند استاد دهخدا ریشه کلمه زاگرس را از قوم باستانی ساکرتی در زاگرس می داند که به صورت ساگرتی و زاگرتی و زاگرسی و زاگرس امروز درآمده است و زاگرس بیشتر توسط غربیان در دوران مدرن استعمال و ثبت و ضبط شده است و در گذشته زیاد استعمال نشده است اولین گام در حفظ و نگهداری از فرهنگ زاگرس نشینان با توجه به اسطوره شناسی ملل جهان که زمین مادر است و پدر آسمان و هر قوم و مردمی سرزمینی دارند جهت حفظ فرهنگ زاگرس نشینان پیشنهاد می شود سایر اقوام فلات ایران واژه «دایه» برای رشته کوههای زاگرس به کار ببرند همانطور که غربیها و اقوام مختلف اروپا واژه یونانی آناتولی را برای غرب ترکیه به می برند.
پیشنهاد به فرهنگستان برای زاگرس
فرهنگستان علاوه بر فرهنگستان زبان فارسی فرهنگستان اقوام مختلف فلات ایران نیز می باشد و جلوگیری از تحریف و نابودی فرهنگی اقوام فلات ایران را هم به عهده دارد. در این راستا می تواند همسو و همگام با تحولات فرهنگی اقوام مختلف باشد. در طول تاریخ زاگرس همچون سدی در برابر فرهنگ بیگانه از ایران مراقبت کرده است. ایران یعنی زاگرس و نابودی فرهنگی زاگرس یکسان با نابودی فرهنگی ایران است . لذا از دست اندرکاران فرهنگستان خواهشمند است از طریق استفاده از اسامی بومی و ملی جهت مقابله با استحاله فرهنگی و غربیزاسیون زاگرس تمهیداتی در دستور کار قرار دهند.

  • نویسنده : احسان محمدرحیمی