🔸اصطلاح گورانی در بسیاری از منابع از جمله حاشیه ای که مولوی تاوگُزی بر اشعار خود نوشته، کشکول محمود پاشا و کشکول علی بن عبدالرحیم معدومی، در معنایی قریب به مفهوم کلی شعر بە کار رفتە و گورانی نوشتن و گورانی خواندن معادل شعر نوشتن و شعرخوانی آمده است ، با وجود این پیداست که هر شعری به هر زبانی هم گورانی خوانده نمیشد. قریب به اتفاق اشعاری که با عنوان گورانی از آنها یاد شده است، به گویش هورامی بوده است؛ اما به رغم آنکه اشعاری که گورانی خوانده شده اند به این گویش بوده اند، وجه و دلیل اطلاق گورانی به آنها، زبان و گویش آنها نبوده است. ویژگی مهم دیگر «گورانیها» آن است که تماماَ در قالب مثنویهای ده هجایی سروده شده اند. محمود پاشای جاف در فهرست کشکول خود ذیل عنوان « فهرست گورانیهای مولوی و گورانی سایره»، اشعار ده هجایی زیادی را، طبعاَ بیشتر به گویش هورامی، بازنویسی کرده است؛ اما همه اشعاری که ذیل عنوان گورانی آورده است به گویش هورامی نیستند ودر میان آنها مثنویهای ده هجایی از غلامشاه خان والی کردستان و شیخ محمد فخر العلماء به گویش سورانی هم دیده میشود.
🔸به رغم این سنت شعرنویسی در قالب مثنوی ده هجایی که کهنترین سنت ادبی مکتوب در میان کُردهاست، تقریباَ تماماَ به هورامی است. اشعار بسیار اندکی به گویشهای دیگر کُردی در قالب مثنوی ده هجایی نوشته شده است. تا آنجا که شعر سرودن در قالب مثنویهای ده هجایی در نواحی میانی و جنوبی کردستان، با گویشی خاص یعنی هورامی ترادف و همپوشانی تام یافته بود. از اینرو با توجه به اینکه زبانِ «گورانیها» در منابع کُردی خوانده شده است ، گورانی را در اساس میتوان سنتی ادبی به (یکی از شیوه های ) زبان کُردی (هورامی ) دانست که بر مبنای مثنویهای ده هجایی تکامل یافته است. البته از آنجا که تا پیش از ظهور نالی و پیدایی شعر عروضی به گویش سورانی، تقریباَ تمام ادبیات مکتوبی که در جغرافیای میانی و جنوبی کردستان به کُردی پدید آمده است، در قالب مثنویهای ده هجایی به گویش هورامی است، اصطلاح گورانی که در اصل برای سنت ادبی مبتنی بر اشعار هجایی رواج یافته بود، کارکرد شناسه زبانی را هم یافت؛ چنانکه همانطور که پیشتر اشاره شد، اشاره به لفظ گورانی در شعر کسانی مانند الماس خان کندوله ای و ملا خدر رواری، به ویژه در آثاری که ناظر از ترجمه از زبانهای دیگر (به گورانی) است، نشانگر رواج اصطلاح گورانی به عنوان شناسه زبانی، البته در کنار و به موازات کُردی است.
🔸با این همه رواج شناسه زبانی گورانی، همچنان به حوزه شعر و ادبیات و برای اشاره به زبان منظومه هایِ هورامی منحصر ماند و زبان محاوره مردمان هورامی زبان گورانی خوانده نشده است. در معدود منابعی مانند بدایع الغه وقایعنگار کردستانی نیز که از زبان مردمان ماچو زبان مانند هورامان و ژاوه رود تحت عنوان گورانی یاد کرده اند، به نظر میرسد نوعی نظریه پردازی و نتیجه گیری انجام شده است؛ بدین شکل که نظر به نام و عنوان منظومه های شعری که گورانی خوانده میشد، این عنوان تعمیم یافته و برای اطلاق بر زبانی مردمانی که به همان زبانِ منظومه های شعری سخن میگفتند، به کار رفته است. به رغم این اطلاق شناسه گورانی به زبان محاوره ماچوزبانان تا پیش از ظهور شرقشناسان، در میان نویسندگان رواج نداشت و در سنت مردم ماچوزبان نیز هیچگاه مرسوم نبوده است.
🔸به هر روی، آنچه دربالا آمد یعنی تحلیل گورانی به عنوان سنتی ادبی و در مرحله بعد شناسه زبانی منظومه های هجایی، تنها تحلیلی است که تا حد زیادی قادر به توضیح پیچیدگی های مساله است؛ به ویژه میتواند پاسخی درخور به پرسش طرح شده در کانال تاریخ هورامان بدهد که چرا با وجود عدم اطلاق نام گوران بر ماچوزبانان و عدم رواج گورانی به عنوان شناسه زبانی در میان آنان، اشعار و منظومه های ادبی که به این زبان نوشته شده است، گورانی خوانده شده اند؟

- نویسنده : مدرس سعیدی











































