جستار: آنچه در پی میآید بخشی از پیشگفتار کتاب «دستور جامع زبان کوردی» اثر «کامران رحیمی» است که در شرف چاپ است و نویسنده با لطف به عنوان سرمقاله پرونده ویژه کوردهای فیلی در اختیار فصلنامه فرهنگی هنری وادهنگ کورد قرار دادند. این چکیده مغز پخت، علاوه بر این که به استدراکات نوین زبانشناختی اشاره دارد، به ارایه دو سند تاریخی در پیش و آغاز ورود اسلام میپردازد که موجودیت کورد فیلی و ولایت فیلی را در اعصار دور، تثبیت تر میکند.
اکنون، مشخص و مبرهن شدهاست که زبان پهلهوی (پالَوی)، تا حدودی همان «مادی میانه» یعنی حلقه مفقوده زبان کوردی در دو هزار سال پیش است و دانشمندی مانند « اِبن مُقَفَع» تصریح میکند تا اوایل قرون اسلامی، پهلوی در کنار خوزی، دَری و… گویشور داشتهاست؛ از این رو ارتباطی با فارسی دَری ندارد. این که چرا نویسندگانِ جزماندیشِ وطنی به این مهم نپرداختهاند مدنظر این مقال نیست. پس از ورود اسلام، نویسندگان بزرگی نظیر « شَهردار بِن شیرویه»(قرن چهارم هجری)، «ابن فَقیه»، «شَمسِ قَیسِ رازی» و… به کرات به «بَلاد بَهلَویوُن» یعنی شهرهای پهلوی اشاره کردهاند و با دقت، ضمن تعیین حدود و ثغور، نام شهرهای پهلوی از جمله» ماسَبَذان»، «صَیمَره»، «نهاوَند»، «رَز(ارکواز)»، «دینَوَر» و… را متذکر شدهاند، که امروزه شامل استانهای ایلام، کرمانشاهان، همدان و لرستان میشود. همچنین محققان معاصر ایران نیز نظیر»صَفا»، «خانلَری»، «اَذکایی» و… با اطمینان، بحث دو گویش از پهلوی را مطرح میکنند که اولی زبان رسمی حکومت ساسانی با پایتختی تیسفون در کنار رود دجله و دیگری زبان تکلم و شعری اهالی «جِبال» و «عَراق عَجَم» بودهاست و امروزه این مناطق در جنوب شرق کوردستان واقع شدهاند، از این رو با معیار جغرافیایی»بلاد بهلویون»، «جبال» ، «عراق عجم» و حکومت ساسانی در یک حوزه است.
فَیلی همان پهله (پاله) است که اعراب مطابق اصل فرایند واجی (phonological process) به جهت نداشتن حرف «پ» آن را به «ف» ابدال (Assimalation) کردهاند و در این باب نمونههای بسیاری از جمله: ابدال پارس به فارس و پهرست← فهرست، اسپهان← اصفهان و…موجود است. همچنین ابدال و قلب(Metathesis) واج « ا » به «یه، ەیـ » و « َهـ » در کوردی میانی به جنوبی و فارسی متواتر است مانند:
پان(میانی) ← پیهن(جنوبی) ← پَهن(فارسی)؛
یا واژه: کار(میانی) ← کیهر(جنوبی) ← کَهره (فارسی: بزغاله).
با این نمونه ابدالهای یقینی، دگردیسی، پهله یا پهلوی به فیلی بدین فرایند بوده است: پاله ← فاله ← فَهله ← فَیله + ی(پسوند نسبت) = فَیلی.
پس از اسلام، فیلی یا پهله، اسم فلاتی باستانی و تاریخی و تغییریافته و مخفف پهلوی و فهلوی است؛ به عبارت دیگر به ساکنان شهرهایی که به کوردی پهلوی تکلم میکنند اطلاق میشود؛ این نام، مانند «سورانی» عنوانی سیاسی و زبان شناختی است نه عشیرهای و ایلی. هم اکنون نیز این اصطلاح (کوردی فیلی) به جهت فعالیت گسترده فرهنگی – اقتصادی و نسل کشی(اَنفال) اشتهار بینالمللی دارد و واقعیتی انکار ناپذیر است، تا جایی که در قانون اساسی کشور عراق نیز، اشاراتی بدان شدهاست. سرزمین و فلات پهلوی بجز کوردهای فیلی، محل زیست ایلات و گویشهای کوردی دیگری نظیر گوران، لَک، کَلهُر، لُر، زَنگِنه و گروس(با فاصله جغرافیایی) نیز میباشد که در اقلیم کوردستان(کوردستان عراق)، به همگی، کورد فیلی اطلاق میشود(الحمود،۱۳۹۷:۱۷۴)، اما در کوردستان ایران، فقط مشتمل بر ایلام و شهرهای اطراف آن است. کوردی فیلی با گویش گروسی در بیجار یکسان است و این گویش با کلهری و لکی نه همگون است نه تفاوت زیاد دارد؛ بلکه کلهری و لکی نام ایل و گویش؛ در صورتی که « فیلی» اسم منطقه و تجمع ایلات همگون و به عبارت دیگر، کنفدراسیون است. همچنین باید اشاره کرد که زنگنه و کلهری از حیث غنای واژگان اصیل، فیلی از لحاظ صرف و ساختار منظم و لکی به جهت دستگاه نحوی باستانی، هر کدام بخشهایی از زبان کوردی را در جنوب، حافظ بودهاند.
پر واضح است که در طول تاریخ، کوهپایههای زاگرس رفیع و ارجمند، پیوسته، محل کوچ ایلات کورد بودهاست. بر اساس مجموعه اسناد تاریخی(بَدلیسی، ابنحُوقَل، مِستَوفی، ذَکیبَگ)، هزار سال پیش، دو دودمان بزرگ کرمانج یعنی مَلکشاهی(ملکیش) و کوردَلی از شمال و غرب کوردستان به سرزمین پاله(پَهله) مهاجرت کرده و با همنژادهای بومی خود یعنی کوردهای گوران، ترکیب شدهاند. به نحوی که هم اکنون نیز از منظر زبانشناختی، گویش ایشان، میکس و ممزوج است که به تفصیل در این اثر بدان پرداختهشدهاست. اما کوردهای فیلی از سوی توده مردم با این تکواژها، شناخته میشوند که عبارتند از: ژه، ئهژ، دە (از،در)، خوازم (میخواهم)، زاڕوو (بچه)، «دِ» نشانهی استمرار و…
نتیجه اینکه کوردهای فیلی، عبارتند از مجموعه شبهگویشهای همگون که مانند جزیرهای در منطقه میزیند و همین خصایص زبانشناختی و قومشناسی منجر به شناخت هویت آنها شدهاست. به اختصار، این کوردان متشکل از دو گروه عمده به نامهای کوردَلی در حوزه جنوب و کوردَکاره در حوزه شمال میباشند و هر کدام به شبه گویشهایی منقسم میشوند. در کل شبه گویشها، ایلات و طوایف منتسب به این گویش عبارتنداز: ملکشاهی، کوردَلی، اَرکَوازی، دِوالای، خِزِل، شوان، سُورهمیری، عالیوَی، میهخاس، عَلیشَروان، کلاوپیَن، پنج ستون، رِزَوَن و… و در شهرها و بخشهای زیر ساکن هستند: در ایران؛ ایلام، پهله، میمه، چَوار، مهران، ارکواز، بدره، آبدانان، شیروان، سیروان، کارَزان، بخشی از دهلران و… همچنین مهاجران در تهران، کرج، کرماشان، اهواز و در کشور عراق: بخشی از خانقین و بغداد، جَسان، مَندَلی، بدره، عماره، کوت، زرباطیه، علیغربی و…
جدا از دهها هزار نفر در ایلام و شرق دجله که تاکنون، از واژه فیلی و مشتقات آن، برای نام خانوادگی خود انتخاب کردهاند طوایف باستانی و بومی نیز در این حوزه جغرافیایی وجود دارد که نامشان برگرفته از پهلوی است، نظیر: طایفه بالَوی از ایل کوردهلی، طایفه مستقل بَولی در ارکوازی، باوَلی در طایفه میهخاس و… و این خود دالی بر بومی بودن واژه پهله و مشتقات آن یعنی فالوی و فیلی است. ابراهیم البراک، رئیس وقت سازمان امنیت عراق (۱۹۸۵٫ م) نیز اذعان میدارد، کوردهای فیلی، پانصد سال، قبل از میلاد مسیح ساکن عراق بودهاند (مرادی مقدم،۱۳۹۹:۱۶۶).
همچنین در یکی از متون مقدس گورانی (راز مگو و سنگ سیاه) که هزار سال، زبان شعری گستره مرکزی و جنوبی کوردستان بوده دقیقاً و عیناً به سرزمین «فیلی» اشاره شدهاست. صرف نظر از نقد باورها و محتوای روایت، آنچه مهم است ذکر واژه بی کم و کاست «ولایت فیلی» در متون آیینی و اشتهار این فلات به همین نام در ازمنه دور است: روزی حضرت امیر(ع) در مسجد کوفه نزد جمیع یاران نشسته بود و خواست سرّ مگو خود را باز نماید، ید مبارک خود را به سوی آسمان دراز کرد و قبالهای به شکل نور آفتاب در دست شریف گرفت. در این حین، پیرزنی از اهالی یارسان، مطابق معمول با کاسهای بر ایشان وارد شد. حضرت قباله و کاسه را در زیر ستون پنهان کردند و فرمودند:« بهمین نشانی که ما اینها را مخفی نمودیم بعد از [سیصد و] شصت [و] شش سال، شخصی از ولایت فَیلی بظهور خواهد رسید…».
تمام منابع در وادهنگ کورد موجود است.
- نویسنده : کامران رحیمی












































