ایلام باستان به روایت ایرج افشار سیستانی
ایلام باستان به روایت ایرج افشار سیستانی
ده‌نگ ئیلام - سرزمین ایلام یکی از چهار قسمت دنیای قدیم یعنی آکاد در شمال، سوبارو در شرق، آسورو، در غرب و ایلام در جنوب محسوب می شده است و از چگونگی تشکیل جوامع و از ابتدای تاریخ ایشان اطلاع درستی در دست نیست.

اصولا مطالعه تاریخ ایلام بجز کشفیات باستان‌شناسی در محل، می‌بایست از زوایای تاریخ آکاد، سومر، بابل و آشور به عمل آید. بابلی ها قسمت مرتفع سرزمینی را که در شرق بابل قرار داشت آلامتو یا الام یعنی کوهستان و شاید «کشور طلوع خورشید» به معنی مشرق می‌نامیدند.
کشور ایلام شامل خوزستان، لرستان، پشتکوه (ایلام امروزی) و کوههای بختیاری کنونی بوده است و حدود این کشور از مغرب رود دجله، از مشرق قسمتی از پارس، از شمال راه بابل به همدان (کوههای بختیاری) و از جنوب خلیج فارس تا بوشهر بوده و در دوره عظمت از سمت غرب به بابل و از مشرق به اصفهان می رسیده است و از دو قسمت کوهستانی و دشت تشکیل می شده است. قسمت اول که در شمال قرار داشته بمناسبت وضع جغرافیائی دست نخورده‌تر مانده و قسمت دوم که دشت بوده است دائما با ملل متمدن زمان در تماس و در همسایگی آنها قرار داشته، مرکز یکی از مهم‌ترین تمدنهای ایران کهن گردیده است.
شهر شوش که در منطقه دوم قرار داشته بمنزله پایتخت کشور بوده و جغرافی‌دانان قدیم یونان و روم مانند استرابون، ایالتی از ایلام را که شهر شوش در آن واقع بوده بمناسبت اهمیت این شهر سوزیان یا سوزیانا خوانده اند.
ایالات مهم دیگر ایلام بجز سوزان عبارت بوده است از آوان، در شمالغربی شوش و کنار رودهای دز و کرخه، سیماش که شامل قسمت شمال و شمال شرقی دشت خوزستان و دارای نواحی کوهستانی بوده است، آنزان یا انشان که به منطقه شرقی و جنوب شرقی مال امیر بختیاری اطلاق می شده و پارسوماش که شامل مسجد سلیمان امروزی بوده است. سرزمین ایلام یکی از چهار قسمت دنیای قدیم یعنی آکاد در شمال، سوبارو در شرق، آسورو، در غرب و ایلام در جنوب محسوب می شده است و از چگونگی تشکیل جوامع و از ابتدای تاریخ ایشان اطلاع درستی در دست نیست ولی آنچه مسلم است از اوایل هزاره چهارم قبل از میلاد، در دشت سوزیان که امتداد طبیعی دشت بین النهرین می باشد، زندگی شهرنشینی آغاز گردیده است. از همان ابتدا، ارباب انواع مورد پرستش بوده اند و احتمالا زندگی زائیده رب النوع مؤنثی بوده که همسری داشته و او نیز رب النوع بوده و در عین حال هم شوهر و هم فرزند او بوده است، محتملا رسم انتساب به مادر که در نزد ایلامیان معمول بوده از همین اصل ناشی شده است. حکومت ایلام اصولا یک نوع حکومت ملوک الطوایفی بوده است و زمانی که دولت مرکزی اهمیت و اقتداری نداشته هر کدام به استقلال حکومت می کرده اند و در زمان اقتدار حکومت مرکزی، تمام حکومتهای خودمختار تحت سیطره و قدرت حکومت مرکزی قرار می گرفتند.
الف – ایلامیان
برحسب اطلاعاتی که در مورد حکومت ایلامیان بدست آمده سلسله های زیر در سنوات مختلف در ایلام حکومت می کرده اند:
بنا بر کشفیات باستانشناسی شروع سلسله آوان در حدود ۲۷۰۰ قبل از میلاد و تاریخ انقراض آن ۲۲۰۰ قبل از میلاد می باشد که تاکنون اسامی ۱۲ نفر از جمله «پلی» که چهارمین شاه این سلسله بوده و در ۲۶۰۰ قبل از میلاد، حکومت می کرده ثبت گردیده است. سلسله سیماش در حدود ۱۵۰ سال (از ۲۰۰۰ تا ۱۸۵۰ قبل از میلاد) بر این منطقه حکومت کرده و تعداد پادشاهان آن در حدود ۱۰ نفر بوده است.
سلاطین انزان که موسس آن «ایکهالکی» است و این سلسله به همان نام معروف شده است، از سال ۱۳۵۰ تا ۱۲۱۰ قبل از میلاد به حکومت رسیده اند.
ایلام با همسایگان غربی خود در دشت بین النهرین دائم در تماس بوده است، زمانی این تماسها دوستانه و گاهی خصمانه بوده است. اولین تماس ایلام با آکاد در هزاره سوم قبل از میلاد یعنی زمانی بوده که این مملکت وارد زندگی سیاسی و تاریخی خود شده است.
آکاد بزرگ و متمدن دارای نفوذ فوق العاده ای در ایلام بوده است و با اینکه ایلام خط و زبانی از خود داشته معذالک خط و زبان آکادی را پذیرفته و آن را بکار برده است.
با تشکیل سلسله سامی سارگن در آکاد، ایلام احساس خطر کرده و برای حفظ استقلال خویش وارد مبارزه شدید شده است.
سارگن که در زمان سلطنت وی دولت آکاد به اوج قدرت و عظمت خود رسید، پس از فتوحات بسیار در بین النهرین، ایلام را نیز متصرف شد. این سرزمین پس از اینکه تحت اشغال آکادیان درآمد، همواره درصدد بود تا بار دیگر استقلال خود را بدست آورد و سرانجام پس از مرگ سارگن آرزویش عملی شد، بدین معنی که ملل تابع دیگر، چون سومر با ایلام متحد شدند و امپراطوری آکاد از همه طرف مورد تهدید قرار گرفت.
ریموش جانشین سارگن بر ضد این اتحاد وارد جنگ شد و بار دیگر ایلام و سومر را شکست داد، این بار نیز شوش و سایر شهرها صدمات زیاد دیدند و از معابد غنائم بسیار به یغما رفت. در زمان سلطنت «مانیشتوسو» برادر و جانشین ریموش، ایلام همچنان تحت تسلط آکاد بود و این شاه موفق گردید در نواحی شمال شرقی ایلام نیز فتوحاتی بنماید، در کتیبه ای که از او باقی مانده است ذکر شده «۳۲ شهر را در مملکت ایلام» به تصرف در آورده است.
پس از آنکه دولت آکاد از قدرت و اعتبار افتاد و شهر «اور» در سومر جانشین شهر «لاکاش» در آکاد گردید، شاهان اور نیز همچنان چشم طمع به ایلام غنی و متمدن دوختند و از این پس تا مدتهای مدید، ایلام تحت نفوذ و حکومت و فرهنگ سومر قرار گرفت. شول ژی (۲۲۶۲ -۲۳۱۰ قبل از میلاد) شاه سومر، نواحی شمال ایلام از جمله سیماش را فتح کرد و سپس انزان (انشان) نیز تابعیت او را گردن نهاد.
در این مدت ایلامیان همواره در صدد بودند تا خود را از تابعیت سومر خلاص کنند، این موضوع را شورش حاکم ایران که از طرف شخص شاه انتخاب شده بود تایید می کند ولی شورش بزودی فرو نشست، حاکم انزان مغلوب و سراسر ایالت ویران گردید. در اواخر قرن ۱۴ قبل از میلاد، ایلام از گرفتاریهای بابل در جنگ با آشور استفاده کرد و خود را مستقل خواند و به رهبری «پاهیرایشان» سلسله‌ای جدید تشکیل داد. این سلسله که حکمرانانی چون «شوتروکتا هونته» و «کوتیر ناهونته» و «شیلهک این شوشیناک» داشته است، ایلام را به اوج عظمت مادی و معنوی خود رسانید و عصر طلایی این مملکت را بوجود آورد.
در زمان سلطنت شیلهک این شوشیناک، فتوحات ایلام به نقاط دوردست کشانده شد. سپاهیان وی در شمال از ناحیه دیاله گذشتند و به نواحی کرکوک رسیدند و آشور را دور زدند و بطور خلاصه سراسر دره های دجله، قسمت اعظم ساحل خلیج فارس و سلسله جبال زاگرس تحت تسلط ایلام در آمد. همه ایران غربی که با الحاق سرزمینهایی در غرب و جنوب جبال وسعت یافته بود در این زمان متحد شده و نخستین امپراطوری را در فلات ایران تحت تسلط ایلام تشکیل دادند. همگام با این فتوحات مادی، تجدید بنای نیروی ملی نیز صورت گرفت، کتیبه ها بیشتر به خط و زبان ایلامی نوشته می شود. «این شوشیناک» خدائی ملی گردید و پادشاهان و خاندان سلطنت در زمان حیات، خدا محسوب می شدند. گذشته از این، در انواع هنر و معماری نیز تجدید حیاتی مشاهده می گردد که یکی از مراکز عمده آن شهر شوش می باشد.
این فتوحات به قدری در زمان خود مهم جلوه گر شد و امپراطوری ایلام به حدی عظمت یافت که تورات نیز درباره فتوحات ایلام مبحثی دارد. در باب چهاردهم سِفر پیدایش تورات که ظاهرا یکی از قدیمی ترین قسمتهای تورات است در آیات ۵۰۱، ۹ و ۱۷، از «کدُر العُمر» پادشاه ایلام و در آیه ۹، از ایلام نام برده شده است. عین عبارت آیه نهم از باب چهاردهم سِفر پیدایش که مربوط به جنگ معروف سلاطین اربعه با سلاطین خمسه می‌باشد، اینست: «باکدرلعمر ملک ایلام و تدعال ملک امتهاء و امرافل ملک شغا و اریوک ملک الاسار چهار ملک با پنج ملک. کدُر العُمر با متحدان خود به فلسطین حمله برده اند. ایشان همه در وادی سدیم که بحرالملح باشد با هم پیوستند. دوازده سال کدرالعُمر را بندگی کردند در سال سیزدهم بر وی شوریدند، در سال چهاردهم کدرالعمر با ملوکی که با وی بودند آمد. رفائیان در عشتروت قرنین و زوزیان را در هام و ایمان را در شاوه قریتین شکست دادند پس برگشتند به یمین مشقاط که تاوش باشد آمدند و تمام مرز و بوم عمالقه و آموریان را نیز که در حصون تامار، ساکن بودند شکست دادند.
در قرون بعد نبوکد نصر اول (بخت النصر) پادشاه جدید بابل در کرانه های رود کرخه، شاه ایلام را شکست داد و ظاهرا بار دیگر دره دیاله را تا «خاشمار» به تصرف در آورد و از سال ۱۱۴۰ قبل از میلاد تا سه قرن هیچگونه فعالیتی از ایلام مشاهده نمی شود.
در بین النهرین دو قدرت بابل در جنوب و آشور در شمال بلامنازع در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و هر کدام برای تسلط بر دیگری و تصرف تمام بین النهرین دست به کوشش فوق العاده ای زدند.
پارسیان در حدود ۷۰۰ قبل از میلاد در پارسوماش از ایالات ایلام مستقر شدند و ایلام دیگر قدرت آن را نداشت تا از استقرار آنان جلوگیری کند. احتمالا پارسیان تا آخر حکومت ایلام پادشاهان ایلامی را به رسمیت می شناخته اند.
در زمان «آشور بانیپال» مقتدرترین پادشاه آشور سرنوشت نهایی ایلام معلوم شد، در این زمان ایلام توسط «تپ هومبان» اداره می شد که بدنبال شورش و آشوب، پادشاه وقت ایلام را بنام «اورتاکو» از سلطنت خلع و خود به جای او به سلطنت نشسته بود. آشور بانیپال که اوضاع داخلی و بعضی از شورشها و نارضایی‌ها را در مملکت ایلام می دانست برای تسخیر این سرزمین عازم گردید و طی جنگ، تپ هومبان را به قتل رسانید و ایلام را به دو بخش تقسیم کرد، یک بخش را به یکی از پسران اورتاکو موسوم به «هومبانیگاش دوم» بخشید که شوش جزء آن بود و بخش دیگر را که هیدالو از شهرهای مهم ایلام نیز جزء آن محسوب می شد به پسر دیگر وی بنام «تاماریتو» سپرد.
پس از چندی در کشور انقلاباتی بر ضد آشور بانیپال برپا شد و بعضی از ممالک تابع نیز که همواره در صدد فرصت مناسب بودند تا خود را از زیر سلطه آشور برهانند در این قیام شرکت جستند، ایلام نیز یکی از متحدین و شورشیان محسوب می شد.
آشور بانیپال تصمیم گرفت دشمنان خود را از میان بردارد، ابتدا بابل را تصرف و منهدم کرد و سپس عازم ایلام شد. عده ای از بزرگان ایلام بدست آشوریان اسیر و عده ای دیگر به کوهستانهای اطراف و کناره های خلیج فارس گریختند. شاه آشور در ایلام دو هدف را دنبال می کرد، شوش در جنوب و ماداکتو واقع در دره کرخه در شمال. ماداکتو و تعدادی از شهرهای ایلام واقع در مسیر رودخانه مذکور تسخیر شدند و بار دیگر از طرف آشوریان «تاماریتو» در شوش بر تخت سلطنت نشست. این وضع مدتی کوتاه دوام نیافت و به محض اینکه آشوریان از ایلام دور شدند بار دیگر تاماریتو خلع شد و به آشور پناه برد.
در سال ۶۴۵ قبل از میلاد پادشاه آشور که از نتایج جنگهای قبل ناراضی بود، باز در پی بهانه برای جنگ با ایلام برآمد و با این مقصود تاماریتو را به ایلام فرستاد و استرداد مجسمه «نه‌نه» را خواست. برای پادشاه ایلام قبول کردن این درخواست با مرگ او مساوی بود. بنابراین تصمیم گرفت مقاومت کند، آشوریان وارد شوش شده و در این شهر آنچه خواستند کردند و خزانه پادشاهان ایلام که از غنائم جنگهای سابق پر بود بدست آشوریان افتاد. آشوریان به کشتار و غارت اکتفا نکرده و استخوانهای پادشاهان ایلام و اشخاص نامی را بیرون آورده به نینوا فرستادند. رفتار آشوریان در ایلام چنان بود که حزقیال گوید: «این است ایلام و تمام جمعیت آن در اطراف قبرستان آن، همگی کشته شدند و همه از دم شمشیر گذشتند.»
و این ترجمه کتیبه آشور بانیپال راجع به فتوحات او در ایلام است: «خاک شهر شوشان، شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را تماما به آشور کشیدم و در مدت یک ماه و یک روز کشور ایلام را به تمامی عرض آن، جاروب کردم. من این مملکت را از عبور حشم و گوسفند و نیز از نغمات موسیقی بی نصیب ساختم و به درندگان، مارها، جانوران کویر و غزال اجازه دادم که آنرا فرو گیرند.»
بدین ترتیب دولت مقتدر و معظم ایلام در سال ۶۴۵ قبل از میلاد منقرض و به دو بخش تقسیم شد: قسمت شمالی یعنی انزان بدست پارسیان افتاد که از مدتها قبل در این ایالت مسکن گزیده و حقی برای خود قائل شده بودند. زمانی که هنوز ابتدای کار جنگهای آشور و ایلام بود، «چیش پیش» (۶۷۵ – ۶۴۰ قبل از میلاد) یکی از رؤسای پارسیان و مؤسس سلسله هخامنشی این ایالت را عملا در تصرف داشت و عنوان شاه انشان بخود گرفته بود. قسمت جنوبی یعنی شوش و سایر نواحی نیز به تصرف آشور درآمد.
ایلام در زمان قدرت، کشوری ثروتمند و آباد و شوش یکی از چهارراههای دنیا محسوب می شده و با وسایل ارتباط سهل و ساده ای با بین النهرین و آسیای صغیر و اقصی نقاط دنیای متمدن آن روزگار مربوط می گردیده است. از قرار معلوم ایلام با هند نیز روابط تجاری و فرهنگی داشته به طوری که بعضی از مهره های استوانه ای و تکه سنگهایی که از روی آن به طریقی مقعر حکاکی شده از هند به این سرزمین آمده و برعکس در دره های سند لوازم آرایش ایلامیان مورد تقلید قرار گرفته است.
ایلامیان از نژاد آسیائی یا «زاگرو ایلامی» هستند، یعنی نه هندواروپایی و نه سامی بوده اند که بعضی از دانشمندان نژادشناس آنان را جزء دسته اقوامی از نژاد و زبان قفقازی یا خزری می دانند. زبان ایشان از دسته زبانهای پیوندی بوده است. پس از گذشت زمانهای متمادی، تمدن اسلامی در تمدن آریایی جنوب شرقی این منطقه قرار گرفت. یکی از صحنه های حماسی و قهرمانی مردم ایلام، جنگ یکی از اهالی آن به نام «گیل گامش» با دیکتاتور این منطقه بنام «فومبابا» است که به شکست این دیکتاتور منجر می گردد.
ب- هخامنشیان
حکمرانان پارس که از دودمان هخامنشی بودند و در پارس قدرت و نفوذی داشتند از ضعف ایلام و گرفتاری‌های دو دولت آشور و مد که به جان یکدیگر افتاده بودند استفاده کرده آن ناحیه را تصرف کردند. از تاریخ ۶۴۰ قبل از میلاد خاک ایلام جزء دولت پارس و دست نشانده هخامنشیان شده است و به تدریج هم که ایران بزرگ بوجود آمد همواره ضمیمه آن باقی ماند.
نخستین کسی که از هخامنشیان بر ایلام پادشاهی کرده است «چیش پیش دوم» است که جد کمبوجیه پدر کوروش بزرگ بود. از این تاریخ تا زمان کوروش بزرگ از وضع ناحیه ایلام اطلاع کافی در دست نیست، تا اینکه کوروش دولتهای ماد، پارس، پهلو ( = پهله) ، بلخ و ایلام را یکی کرد و دولت واحد و مستقل ایران را به وجود آورد. شوش بار دیگر پایتخت زمستانی پادشاهان هخامنشی شد و ایشان آثاری از خود در این شهر باقی گذارده اند که امروز بر اثر حفاریهای علمی هیأتهای اروپایی، بسیاری از این آثار از زیر خاک بیرون آمده و بخش بزرگی از تاریخ و تمدن قدیم ایران را روشن کرده است. در زمان سلطنت داریوش، ایلامیان دو بار سر به شورش و طغیان برداشتند که هر دو دفعه شکست خوردند
ج- سلوکیان
بعد از این تاریخ موضوع مهمی که قابل ذکر است حمله اسکندر مقدونی به سال ۳۳۰ قبل از میلاد به خاک ایران است که ایلام نیز چون دیگر نقاط به تصرف او درآمد. وی تا سال ۳۲۵ قبل از میلاد به جهان گشایی‌ها و اردوکشی های خود سرگرم بود و در این سال پس از فتح هندوستان از راه بلوچستان و فارس به ایلام آمد و اردوهای مختلف او در سال ۳۲۳ قبل از میلاد در شهر اهواز به یکدیگر ملحق شدند و او سپس به شوش و از آنجا به بابل رفت و در این شهر در ۳۲۳ قبل از میلاد درگذشت. بعداز اسکندر متصرفات او میان سردارانش تقسیم شد و «آن تیگون» نامی که والی «کیلیکیه» بود خواست آشور و بابل و ایلام را متصرف شود و بساط قدرت خود را عریض‌تر نماید، اما با آنکه شوش را هم فتح کرده بود عاقبت از «سلوکوس» که از سرداران معروف اسکندر بود شکست خورد و آن نواحی و در جزء آنها ایلام نیز به تصرف سلوکوس درآمد و سلسله سلوکی را در ایران و در ۳۱۲ قبل از میلاد تاسیس کرد. سلسله سلوکی رفته رفته قدرتی یافته قسمت اعظم ایران را تحت تصرف خود درآورد و بدین ترتیب ایلام همچنان جز خاک ایران و ضمیمه متصرفات سلوکیان بود که دامنه قدرت آنان تا زمان سلطنت اشک ششم «مهرداد اول» پادشاه اشکانی (۱۷۴ – ۱۳۶ قبل از میلاد) نیز کشیده شده است.
د- اشکانیان
در این سنوات که پادشاه سلوکی «دمتریوس» نام داشته، سلسله سلوکی به دست مهرداد برافتاد و او شخصی موسوم به «کامناسکیر» که از دودمان اشکانی بود را به حکومت ایلام گماشت (۱۶۴ – ۱۴۰ قبل از میلاد) و سکه هایی از این شخص در سالهای ۸۱ و ۸۰ قبل از میلاد ضرب و به دست آمده است. بعد از این تاریخ تا خاتمه سلطنت پادشاهان اشکانی، از وقایع و تحولات داخلی ایلام اطلاعی در دست نیست تا اینکه اردشیر بابکان بر اردوان چهارم اشک بیست و هشتم (۲۲۴ -۲۱۶ میلادی ) شوریده و بالاخره در آخرین جنگی که بین طرفین در هرمزدگان (رامهرمز امروزی) واقع شد، اردوان به قتل رسید و قوای او پراکنده شدند و سلسله پادشاهان اشکانی بدست اردشیر منقرض و سلسله ساسانی تشکیل گردید.
ه- ساسانیان
در عهد ساسانیان ایلام جز سرزمین «پهله = پهلو» بود یعنی استان بزرگی که بعدا اعراب آنرا «جبال» نامیدند. پهله همان سرزمینی است که پادشاهان اشکانی اولیه، پادشاهی را از آنجا آغاز کرده اند و شامل اصفهان، ری، همدان، کرمانشاهان، دینور، ماسبذان یا ماسپتان، مهرجانقذق، نهاوند، کوفه، قم، قزوین، کومش و آذربایجان بوده است.
با توجه به این تقسیم بندی، عرب لرستان شامل دو بخش مهم ماسبذان و مهرجانقذق (= مهرگان کده) و شمال آن شامل «الیشتر» بود که جز ماه کوفه محسوب می شد. بخش میانی نیز جزء شاپورخواست بود و شاپورخواست شهری بوده است که به فرمان شاپور اول پادشاه ساسانی بنا گردید. مولف کتاب مجمل التواریخ و القصص تالیف ۵۲۰ هجری قمری تصحیح مرحوم ملک الشعراء بهار، ذیل عنوان پادشاهی شاپور اردشیر می‌گوید: «اما همتی بزرگ داشت اندر داد و انصاف و آبادانی عالم بر سان پدر و شادروان شوشتر او کرد که عجایب عالمست و شهرهای بسیار کرد چون شابور و نیشابور، شاد شابور، بدان اندیوشابور، شاپورخواست و….».
شهرهای مشهور دوره ساسانیان عبارت بودند از سیمره مرکز مهرجانقذق که بعدها «دره شهر» یا دارا شهر نامیده شده است، شیروان یا سیروان حاکم نشین ایالت ماسبذان. شاپورخواست مرکز بخش میانی و الیشتر که بنا به نوشته مورخین آتشکده بزرگ «اروخش» در آنجا بنا گردیده است و مرکز بخش شمالی لرستان بوده است. دره شهر و شیروان محل ییلاقی بعضی از امرای عهد ساسانی بود و هنوز آثار دژ و حصار «تنگ چوبینه» که به نام بهرام چوبینه نامگذاری شده، باقی است. از حکمرانان ساسانی در ایلام (پشتکوه) اطلاع زیادی در دست نیست ولی آخرین فرمانروای عهد ساسانی شاید هرمزان بوده است که بر سیمره مرکز دره شهر حکمرانی می‌نموده است.
سرزمین ایلام در تمام مدت سلطنت ۴۱۶ ساله ساسانیان جزء لاینفک قلمرو سلطنتی پادشاهان این سلسله بوده است که در آبادانی و عمران آن سعی زیاد کرده اند.