شهرت این مجموعه بیشتر به خاطر آتشکده آذرگُشنَسب است؛ آتشی که در باور ساسانیان برای طبقه جنگاوران و پادشاهان تقدس ویژهای داشت. روایتهای تاریخی میگویند شاهان ساسانی پس از تاجگذاری راهی اینجا میشدند، نذر میکردند و آیینهای رسمی حکومت را در کنار همین آتش انجام میدادند. برای آن روزگار، تخت سلیمان چیزی شبیه یک پایتخت معنوی بود.
وقتی میان دیوارهای سنگی مجموعه قدم میزنید، هنوز میشود نقشه آن شهر مذهبی را تصور کرد؛ آتشکده مرکزی، تالارهای ستوندار، ایوان خسرو، اتاقهای موبدان، حصار بیضیشکل و دریاچهای که از هزاران سال پیش آب آن از دل زمین میجوشد و هیچوقت خشک نشده است. همین دریاچه، هسته شکلگیری یکی از مهمترین مجموعههای مذهبی ایران باستان بود.
آتش آذرگشنسب حدود هفت قرن در این مکان روشن ماند؛ از دوره اشکانی تا پایان حکومت ساسانی. نسلهای مختلفی از مردم این منطقه، در کنار موبدان، زندگی این مجموعه را ادامه دادند و از آن نگهداری کردند. به همین دلیل، تخت سلیمان فقط یادگار یک حکومت نیست؛ بخشی از حافظه مشترک ایرانیان است؛ جایی که سهم مردم این ناحیه در نگهداری یکی از مهمترین نمادهای تمدن ایران دیده میشود.
همانطور که تخت جمشید، پاسارگاد یا بیستون، میراث همه ایرانیان هستند، تخت سلیمان هم بخشی از هویت تاریخی ایران است؛ هویتی که اقوام مختلف این سرزمین در شکلگیری و حفظ آن نقش داشتهاند.
تابستان، بهترین فصل سفر به این منطقه است. هوای خنک ارتفاعات، منظره دریاچه فیروزهای، سکوت محوطه و دیوارهایی که بیش از هزار سال از عمرشان میگذرد، تجربهای میسازد که کمتر جایی در ایران میتوان پیدا کرد. اگر قرار باشد فقط یک مقصد را برای آشنایی با ایران ساسانی انتخاب کنید، احتمالاً هیچ گزینهای به اندازه تخت سلیمان شما را به فضای آن دوران نزدیک نمیکند.




















































